تحلیل‌های روزانه سیاسی و اقتصادی

سپتامبر 11, 2008

شبیه‌سازی پیدایش کیهان

دسته: مذهب — alihemmati @ 9:26 ب.ظ
Tags: , ,

یکی از بزرگترین و پرهزینه‌ترین آزمایش‌های علمی تاریخ جهان، روز دهم سپتامبر در ژنو آغاز شد. در آن روز مقدمات بزرگ‌ترین و مهم‌ترین آزمایش فیزیکی تاریخ بشر در اروپا فراهم شد. فیزیک‌دانان برجسته جهان با مجهزترین و جدیدترین شتاب‌دهنده دنیا، به کشف “مه‌بانگ” رفتند. این آزمایش استثنایی، که به منظور شناخت فرایند تکوین جهان صورت می‌گیرد، در جایی در مرزهای میان سوییس و فرانسه صورت می‌گیرد. سیستم عظیم دستگاه پیچیده آزمایشگاه در عمق یک‌صدو پنجاه متری زیر زمین و در یک محوطه بیست و هفت کیلومتری قرار گرفته است. این جهش دلاورانه بشر با هم‌کاری حدود ده هزار دانشمند انجام می‌گیرد. این آزمایش در پهنه فیزیک ذرات برای دانش‌مندان فیزیک شاید از فرستادن سوند اطلاعاتی به کره مریخ نیز مهم‌تر به شمار می‌رود. به زبان ساده، چنان‌چه دانش‌مندان از آزمایش نتایج مورد انتظار را بدست آورند، آن‌گاه با تقریب نزدیک به یقین به داده‌های ثانیه‌ها و دقایق اول بیگ بانگ (یا انفجار کهکشانی ازلی) که جهان از نقطه صفر آن آغاز شده موفق شده‌اند.

شتاب‌دهنده Larg Hadron Collidor) LHC) در مرکز تحقیقات ذرات بنیادی اروپا (Cern) از روز چهارشنبه کار خود را آغاز کرد. شتاب‌دهنده‌ای که در طول ۱۴ سال و با صرف هزینه بیش از ۶ میلیارد یورو ساخته شده، قرار است انفجار بزرگ (مه‌بانگ)، معمایی‌ترین اتفاق فیزیکی جهان را شبیه‌سازی کند. در این آزمایش در یک لوله ۲۷ کیلومتری به قطر ۴ متر که ۱۰۰ متر زیر زمین قرار دارد، قرار است دو پروتون با به‌طور تقریبی سرعتی برابر سرعت نور با هم برخورد کنند، تا دانشمندان ببینند جهان ما چگونه به‌وجود آمده است.

فیزیک‌دانان در سده گذشته به نظریه‌ای موسوم به مدل استاندارد ذرات بنیادی رسیده‌اند. این نظریه، ذرات اصلی تشکیل‌دهنده طبیعت، مثل الکترون، فوتون، کوارک و… را طبقه‌بندی کرده و مکانیسم تعامل بین آن‌ها (نیروها) را شرح می‌دهد. در ادامه کار بر روی این نظریه، در سال ۱۹۶۴ ذره‌ای کشف شد که می‌تواند بعضی از خواص بنیادی ذرات مثل جرم را توضیح دهد. این ذره به نام یکی از کاشفان‌اش، پیتر هیگز (Peter Higgs)، فیزیکدان انگلیسی، ذره هیگز نامیده شد. درست است که دانشمندان از آن زمان تا کنون محاسبات خود را بر اساس تئوری هیگز انجام می‌دهند، اما هیچ آزمایشی انجام نشده که این نظریه را به‌صورت تجربی اثبات کند.

برای تجربه کردن این کنش و واکنش‌ها از دستگاه‌های شتاب‌دهنده استفاده می‌شود. دانشمندان با استفاده از شتاب‌دهنده‌ها، ذرات را در میدان الکترومغناطیسی شتاب می‌دهند و پس از برخورد آن‌ها به هم، نتایج به‌دست آمده را در قالب محاسبات پیچیده رایانه‌ای، که ممکن است ماه‌ها طول بکشد، بررسی می‌کنند. اکنون فیزیک‌دانان امیدوارند که با بزرگ‌ترین شتاب‌دهنده جهان در مرکز تحقیقات ذرات بنیادی اروپا، شرایط به‌وجود آمدن کیهان (البته در مقاس کوچک‌تر) را شبیه‌سازی کنند. آزمایشی که انتظار می‌رود به پرسش‌های بسیاری پاسخ دهد، پرسش‌هایی مانند این‌که جرم ذرات از کجا می‌آید؟ چرا ما تنها ۵ درصد از ماده را، آن هم نصف‌ونیمه، می‌شناسیم؟ چرا ۲۵ درصد دیگر را ماده سیاه می‌نامیم؟ تکلیف ۷۰ درصد باقی‌مانده چیست که ما آن‌را انرژی سیاه می‌نامیم؟ ماده با ضدماده چه فرقی دارد؟ آیا جهان ما ابعاد دیگری، به‌جز بُعدی که ما می‌بینیم هم دارد؟ شاید حتا بتوان با استفاده از LHC، درستی یا نادرستی تئوری اَبَر قرینه (Supersymmetrie) را تایید کرد. (بر اساس این تئوری، هر ذره‌ای در جهان یک جفت دارد.)

هم‌زمان با آغاز به کار شتاب‌دهنده مرکز تحقیقات ذرات بنیادی اروپا، شایعاتی در اینترنت پخش شده که ادعا می‌کنند پس از این آزمایش، احتمال تشکیل حفره‌های سیاه وجود دارد. حفره‌های سیاهی که به مرور زمان، کره زمین را خواهند بلعید. حتا دانشمندان این پروژه تهدید به مرگ شده‌اند! خوانندگان هم شکایت می‌کنند که چرا دولت‌ها واکنشی به این آزمایش نشان نمی‌دهند؟ حفره‌های سیاه اجرام آسمانی‌ای هستند که جرم آن‌ها نسبت به اندازه‌شان بسیار زیاد است. این حفره‌ها دارای قدرت جاذبه بسیار زیادی هستند، طوری‌که نور هم نمی‌تواند از آن‌ها بگریزد.

یک فیزیک‌دان آلمانی بر این عقیده است که تشکیل حفره‌های سیاه پس از آزمایش LHC همان اندازه امکان‌پذیر است که فشردن زمین به اندازه یک هسته گیلاس! او این اتفاق را غیر ممکن می‌داند! هورست اشتوکر، دانشمندان آلمانی دیگری است که انتظار دارد پس از آزمایش LHC حفره‌های سیاه تشکیل شوند. نگرانی اشتوکر اما تشکیل حفره‌های سیاه نیست. او به تابش‌های بسیار زیادی اشاره می‌کند که میلیون‌ها سال است زمین و ماه را با انرژی بسیار بمباران می‌کنند. بنابراین هیچ خطری برای زمین وجود ندارد. نگرانی اشتوکر از این است که تابش ذرات از دستگاه خارج شوند که در نتیجه آن میلیاردها یورو به هدر خواهد رفت.

یکی از طرف‌داران انجام آزمایش LHC از زاویه دیگری به موضوع پرداخته است. او با طرح چند سووال به دفاع از این پروژه می‌پردازد: چه کسی می‌داند که اینترنت (به آن شکلی که ما امروز می‌شناسیم) در همین مرکز Cern اروپا طراحی شده است؟! چه کسی می‌داند که محققان مرکز تحقیقات ذرات بنیادین اروپا چندین سال است که در زمینه‌های پزشکی موفقیت‌های بیشماری به‌دست آورده‌اند؟! وی ادامه می‌دهد که شتاب‌دهنده‌ای که اکنون کار خود را در Cern آغاز می‌کند، نه تنها می‌تواند مه‌بانگ را شبیه‌سازی کند، بل‌که پاسخ بسیاری از پرسش‌های بشر را هم پاسخ دهد!

در رسانه‌ها (تفسیرهای روز ۱۰ سپتامبر)

البته سفر انسان به انفجار بیگ‌بنگ راه بسیار طولانی‌ای است که شاید سال‌ها به طول بیانجامد. این آزمایش استثنایی، توجه بسیاری از روزنامه های ۱۰ سپتامبر آلمان را به خود جلب کرد. روزنامه ”فرانکفورتر آلگماینه“ درباره بزرگ‌ترین آزمایش علمی جهان در ژنو می‌نویسد: «در روز چهارشنبه (۱۰ سپتامبر) برای نخستین بار هسته اتم هیدروژن در یک تونل شتاب‌دهنده زیرزمینی به حرکت در خواهد آمد. فیزیک‌دانان هسته‌ای در سراسر جهان بی‌صبرانه در انتظار چنین لحظه‌ای هستند. در صورت موفقیت در این آزمایش، در سال جاری تصادم ذرات پرتون نخست به گونه‌ای آرام و سپس با شدت تمام فراهم خواهد شد. هدف از این آزمایشات بازآفرینی فرآیندی است که زمان بسیار کوتاهی (یک بیلیون‌ام ثانیه) پس از مهبانگ (آغاز پیدایش کیهان) را در ۱۳،۷ میلیارد سال پیش به نمایش می‌گذارد. در این آزمایشات حدود ده هزاردانشمند از شصت کشور جهان شرکت دارند. تاکنون دستگاه‌های شتاب دهنده تا این حد به لحظه آغاز جهان نزدیک نبوده‌اند.»

روزنامه ”فرانکفورتر روندشاو“ در تفسیر خود پیرامون مهبانگ در اروپا می‌نویسد: «دو روح در وجود انسان خانه کرده‌اند. از یک‌سو آدمی خواهان پشت سر نهادن مرزها و کاوش سرزمین‌های ناشناخته است، حتا اگر بازگشتی از آن متصور نباشد، و از سوی دیگر از امور ناشناخته، نامعین و خطرناک در هراس است. این دو قطب در وجود بشر سبب شده‌اند که آدمی هم‌زمان به عنوان موفق‌ترین و مخرب‌ترین موجود بر روی کره خاکی سر برآورد. از روز چهارشنبه (۱۰ سپتامبر) با کمک تونل شتاب‌دهنده به ذرات اتمی در ژنو انسان باردیگر دست خود به سوی سرزمین ناشناخته‌ای دراز می‌کند. این سفر آزمایشی به آغاز جهان یا به اصطلاح به مهبانگ است. در حالی‌که ذرات هسته‌ای با نام‌هایی عجیب و غریب در این آزمایش (نظیر: هیگ، گلون و هادرون) فیزیک‌دانان را به هیجان می‌آورند، هم‌زمان در اینترنت این ترس گسترش می‌یابد که احتمالن این تونل شتاب‌دهنده سبب ایجاد حفره‌های سیاه (سیاهچاله) در اطراف زمین خواهد شد. ظاهرن این حفره‌ها سبب بلعیدن زمین می‌شوند. در زمانی‌که زندگی انسان‌های بی‌شماری سرعت بیشتری به خود گرفته است، شاید پژوهش‌های پایه‌ای به‌ویژه بدون سودآوری اقتصادی عتیقه به نظر آیند، اما نگاهی به گذشته عکس این مطلب را نشان می‌دهد! نظریه‌های بزرگ (همانند فیزیک کوانتم از ماکس پلانک و تئوری نسبیت آلبرت اینشتین) نیز پس از ۱۰۰ سال سبب تحول در جهان مدرن شدند. بدین خاطر امروزه این موضوعی پر اهمیت است، که سیاست‌مداران و دانشمندان نظرات و ایده‌های جدید را قربانی سودهای کوتاه مدت نکرده و در این زمینه از خود شجاعت نشان دهند!»

روزنامه ”تاگس تسایتونگ“ درباره آزمایش تاریخی در ژنو پیرامون شناخت بیشتر از ذرات تشکیل دهنده جهان می‌نویسد: «دانشمندان در ۱۰۰ متری زیرزمین برای نخستین بار ذرات اتمی را در دستگاه شتاب دهنده‌ای (Larg Hadron Collider) در مرکز پژوهش‌های هسته‌ای (Cern) در ژنو به حرکت خواهند انداخت. این مرکز که ساخت آن ۱۴ سال طول کشیده است، تاکنون بیش از ۶ میلیارد یورو هزینه در بر داشته است. در یک تونل ۲۷ کیلومتری که خلا در آن حاکم است، باید نخست به ذرات پروتون و سپس هسته اتم سرب شتابی با سرعت نور داد و در چهار نقطه مقرر آن‌ها را به تصادم با یک‌دیگر واداشت. در چنین وضعیتی حرارتی بسیار بالایی تولید خواهد شد که همانند لحظات بسیار کوتاهی پس از مهبانگ (آغاز کیهان) خواهد بود.

این تونل در زیر زمین کشورهای سویس و فرانسه قرار دارد و در نوع خود پرقدرت‌ترین شتاب‌دهنده ذرات هسته‌ای در جهان می‌باشد. این آزمایش نیاز به ۱۲۰ مگاوات انرژی الکتریسته دارد که معادل انرژی لازم برای مصرف تمام منازل در ژنو است. بخش بزرگی از انرژی صرف سرد کردن سیستم مغناطیسی این دستگاه خواهد شد. سرمای حاکم در این دستگاه ۲۷۱،۴ درجه سانتی‌گراد زیر صفر می‌باشد. ظاهرن بسیاری از مردم عادی تمایل به نظر فریدریش دورنمت (نویسنده سویسی) دارند. او در نمایشنامه‌ای به نام فیزیک‌دان گفته بود: “مضمون فیزیک مربوط به فیزیک‌دانان است، اما تاثیرات آن شامل تمامی بشر می‌شود.”»

فرانکفورتر آلگماینه / فرانکفورتر روندشاو / تاگس تسایتونگ
تاتس / تاگس‌شاو / خبرگزاری فرانسه / خبرگزاری آلمان

آوریل 21, 2008

واتیکان و سنت‌گرایی مذهبی

دسته: سیاست, مذهب — alihemmati @ 7:21 ق.ظ
Tags: ,

در قسمت اول، توضیحاتی درباره پاپ بندیکت شانزدهم و کلیسای کاتولیک می‌دهم. باشد که این توضیحات برای آنان که به گفت‌وگو برای خروج از سنت‌گرایی مذهبی اعتقاد دارند، کمکی کند تا از این توهم خارج شوند و کاتولیسیسم را به عنوان یک تجربه ببینند. شورای دوم واتیکان و تلاشهای تقریب ثمری نمی تواند داشته باشد!

 

واتیکان، در جزوه‌ای که اخیراً در توضیح مبانی تفکر کاتولیکی انتشار داده و به صورت توضیح‌المسائل یعنی سؤال و جواب است، تنها خود را نماینده‌ی برحق مسیحیت خوانده است. این انحصارطلبی موجب اعتراض پروتستانها و نیز کاتولیک‌های لیبرال شده است. واتیکان جریانهای پروتستانی برآمده از اصلاح‌گری دینی لوتری را فاقد شأن کلیسا خوانده است. پس از انشعاب پروتستانی در مسیحیت، اصلاح‌گران پروتستان تعبیر دیگری از مفهوم سنتی کاتولیک عرضه کردند و قائل به کثرت در عین وحدت شدند. کاتولیسیسم واتیکانی، هر چند در درون خود فرقه‌های مختلفی دارد، با کثرت‌گرایی مخالف است. کلیسای کاتولیک خود را کلیسای جامع واحد می‌داند و این ادعا در لفظ کاتولیسیسم، که “جامعیت” را می‌رساند، بازتاب یافته است. از نظر این کلیسا حق یکی است، دین یکی است و جامعه‌ی مؤمنان یکی است که همان کلیسای کاتولیک است. واتیکان می‌پذیرد که مسیحیت شاخه‌های مختلفی دارد و خواهان گفت‌وگو میان آنهاست. واتیکان این اعتقاد را دارد که گفت‌وگوی سازنده و صادقانه، اذعان به یگانگی کلیسا، یعنی پذیرش کاتولیسیسم را به همراه دارد. به عبارت دیگر: گفت‌وگو کنیم تا شما به حقانیت من پی ببرید.

 

طبق حکم دینی تازه‌ی پاپ، مراسم عشاء ربانی از این پس به زبان لاتین، که زبان سنتی کلیساست، برگزار خواهد شد. این حکم، رسم نسبتاً تازه‌ی دعاخوانی به زبان محلی را لغو می‌کند و نشان از سنت‌گرایی شدید پاپ بندیکت شانزدهم دارد!

 

هم ادعای حقانیت انحصاری، هم سنت‌گرایی لاتینی به عنوان تجدید نظر محافظه‌کارانه در تصمیم‌گیری‌های شورای دوم واتیکان تعبیر شده است. این شورا که برپایی آن از اکتبر ۱۹۶۲ تا دسامبر ۱۹۶۵ طول کشید، موضع “تقریب” یعنی نزدیکی میان مذاهب و فرق مسیحی را‌ پیش برد. این شورا عملا به نوعی کثرت‌گرایی تن داد، از جمله پذیرفت که مردم مجبور نیستند در نقاط مختلف جهان به زبانی واحد نیایش کنند. این شورا همچنین فرمول‌‌بندی‌ای در مورد کلیسای کاتولیک عرضه کرد که بیشتر به آن باری سرشتی می‌داد. بر این پایه سرشت جامعیت مسیحی اهمیت اساسی یافت، نه تجمع تاریخی در زیر یک سقف. حال واتیکان می‌گوید: حقیقت زیر سقف ما جمع است و همه به زبان کهن بایستی دعا کنند تا سنت پایدار بماند. پروتستان‌ها اکنون می‌پرسند: تلاشهای “تقریب” چه ثمری داشته است؟ “تقریب”  امیدی است که گروهی از مؤمنان برای رفع اختلاف‌ها از طریق گفت‌وگو و نیایش‌های مشترک داشته‌اند.

 

پاپ بندیکت شانزدهم در دوران حکومت نازی‌ها در آلمان، عضو سازمان جوانان هیتلری بوده است. کاردینال جوزف راتزینگر (پاپ فعلی) در سال ۱۹۹۰ دادگاه واتیکان علیه گالیله را (در سال ۱۶۳۳) دادگاهی عادلانه توصیف کرده بود. مواضع پاپ کنونی در رابطه با گالیله را قابل قبول نبوده و نوعی توهین به کسانی که عمر خود را وقف علم و دانش کرده اند است. واتیکان در سال ۱۶۳۳ میلادی گالیله را محاکمه و محکوم کرد و در نهایت ۱۵ سال پیش پاپ ژان پل دوم رسما اعلام کرد گالیله بی‌دلیل محاکمه شده است.

 

پاپ بندیکت شانزدهم در سخنرانى ۱۲ سپتامبر 2006 در دانشگاه رگنسبورگ در بحث رابطه‌ى ميان عقل و ايمان، مسئله‌ى «جهاد مقدس» را به ميان كشيد. وى نقل قولى آورد از يك گفتگو ميان امپراتور مسيحى بيزانس «مانوئل دوم» كه به يك عالم مسلمان ايرانى گفته بود: ”به من نشان ده، كه محمد چه چيز جديدى ارائه داده است، و تو تنها چيز بد و غيرانسانى خواهى يافت، همانند اينكه او حكم كرده، ايمانى را كه او وعظ مى‌كرده را با شمشير بايد گسترش داد.” پاپ استدلال امپراتور بيزانس در مورد ادعايش را نيز نقل مى‌كند كه گفته بود: ”خداوند به خونريزى خشنود نيست و رفتار غيرعقلانى با ماهيت وجودى خداوند در تضاد است. ايمان يك ميوه‌ى روح است و نه جسم. بنابراين اگر كسى بخواهد ديگرى را بسوى ايمان هدايت كند، بايد از اين توان خود بهره گيرد كه به نيكى سخن گويد و به حق بيانديشد و نه با ابزار خشونت و تهديد … براى قانع ساختن يك روح عقلانى نياز به دست سنگين نيست، نياز به ابزار ضرب و شتم و هر وسيله‌ى ديگر براى تهديد به مرگ كسى نيست …” پاپ سپس در اين سخنرانى خود به تفصيل به رابطه‌ى فلسفى ميان ايمان و عقل پرداخت و شناخت عقلانى خداوند را معيار گفتگوى فرهنگ‌ها و اديان شمرد.

 

پاپ بنديكت شانزدهم رهبر كاتوليك‌ها  در 25.09.2006 با پذيرفتن نمايندگان مذهبى و ديپلمات‌هاى كشورهاى مسلمان در كاخ تابستانى خود، تلاش كرد به سوء‌تفاهمات پايان دهد. روز بعد روزنامه‌ى آلمانى «درسدنر نويسته ناخريشتن» (Dresdener Neuste Nachrichten ) نوشت: بلندپايگان واتيكان تا كنون پاپى را به ياد نمى‌آورند كه سخن خود را در پايان چندبار تفسير كرده باشد. همين براى منتقدان كليسا كافيست تا دوباره  بسرعت فاتحه‌ى ادعاى معصوميت پاپ را بخوانند! (پاپى كه سخن خود را چندبار تفسير مى‌كند)

 

اين عالم اعظم بطور قاعده بايد مى‌دانسته (و شما نیز می دانید) که میان جهاد مقدس مسيحى و جهاد مقدس اسلامى تفاوتی نیست! صليبيون نیز با پشتيبانى پاپ مردم غيرنظامى و عادى را مورد شديدترين حملات قرار دادند و در سال ۱۰۹۹ ميلادى ساكنان مسلمان، يهودى‌ و ارتدكس‌ را در اورشليم قتل‌عام كردند و نيز در سال ۱۲۰۴ ميلادى شهر قسطنطنيه را به آتش كشاندند.

 

اما درباره سفر پاپ به آمریکا

 

در روز چهارشنبه ۱۶ آوریل، که مصادف با سالروز ۸۱ سالگی پاپ بندیکت شانزدهم بود، رهبر کاتولیکهای جهان در میان استقبال هزاران تن از هواداران خود که در خیابان های واشنگتن دی سی اجتماع کرده بودند، به دیدار جورج بوش در کاخ سفید رفت. در این مراسم صبحگاهی، ۱۳ هزار و پانصدتن در روی چمن های حیاط جنوبی کاخ سفید تجمع کرده بودند تا به پاپ خیرمقدم و تولدش را به او تبریک بگویند.

 

جورج بوش به نشانۀ همرأیی با پاپ از «تقدس زندگی» به معنی مخالفت با سقط جنین و از نقش منفی «نسبی گرایی» فرهنگی سخن به میان آورد. جرج دبلیو بوش می‌داند که هر نوع نزدیکی پاپ به سیاست‌های او، برای اردوگاه جمهوریخواهان به همان اندازه برگ‌های برنده به همراه خواهد آورد. وی با افکندن فرش سرخ به زیر پای پاپ تمام تلاش خود را بخرج خواهد داد تا نشان دهد که سیاست ایالات متحده‌ی آمریکا مورد حمایت بندیکت شانزدهم است. هرچند که پاپ از ورود مستقیم به بحث‌های سیاسی در آمریکا پرهیز دارد، ولی تنها حضور او کافی است که دست رحمت بر سر جایگاه آمریکا در سطح جهان قرار گیرد.

 

پاپ سپس با ۹ کاردینال و ۳۰۰ اسقف از رهبران کلیسای کاتولیک در آمریکا ملاقات کرد و به پرسش های آنها در بارۀ سکولاریسم، کاهش اعتقادات جدی کاتولیکها، و کمبود کشیش پاسخ داد. در این مراسم چکی به مبلغ ۸۷۰ هزار دلار به پاپ اهدا شد. پاپ در این مراسم به تأکید گفت، «باید جلوی هرگونه تلاش برای اینکه دین را تبدیل به امری خصوصی کنند گرفته شود.» پاپ بندیکت شانزدهم بازهم مخالفت خود را با سقط جنین، طلاق، بی بندوباری و ارتباط جنسی خارج از خانواده و استفاده از سکس در رسانه ها و سرگرمی های توده گیر ابراز کرد. پاپ از «نفوذ نامحسوس سکولاریسم» بر اعتقادات دینی آمریکاییان ابراز ناخشنودی کرد. پاپ به خاطر آبروریزی مربوط به بهره کشی و تجاوزات جنسی به خردسالان توسط حدود ۴۰۰۰ کشیش کاتولیک که سروصدای زیادی به پا کرد، عذر خواهی کرد، اما همزمان گفت این نوع گناهان را باید در ارتباط با شرایطی دید که پورنوگرافی، تصاویر جنسی، و خشونت  از طریق رسانه ها در هر خانه ای قابل دسترسی است.

 

در ایالات متحده در حدود ۲۲ درصد از جمعیت، یعنی بیش از ۶۴ میلیون نفر کاتولیک هستند. پاپ خطاب به آمریکاییان گفت، «من به عنوان یک دوست، یک واعظ، و کسی که بیشترین احترام را برای این جامعۀ کثرت گرا قایل است، به اینجا می آیم. همانطور که پدران بنیانگذار کشور شما تشخیص داده بودند، دموکراسی تنها زمانی شکوفا  می شود که رهبران سیاسی و کسانی که آنها نمایندگی شان را به عهده دارند، حقیقت را راهنمای خود داشته باشند.» در میان حدود ۳۰۰  میلیون آمریکايی، تنها ۷۰ میلیون آن‌ها مذهب کاتولیک دارند و بقیه پروتستان هستند. در بخش اول توضیح داده شد که واتیکان تنها کاتولیک را نماینده‌ی برحق مسیحیت می داند.

 

توضیح کوتاهی درباره مذهب و تحجر مذهبی در امریکا

 

در انتخابات 1980 هر سه کاندیدای ریاست جمهوری (کارتر، ریگان، جان اندرسن کاندیدای مستقل) در تبلیغات انتخاباتی، خود را یک مسیحی دوباره متولد شده قلم‌داد کردند! در انتخابات 1984 یکی از کاندیداها خود را مسیحی دوباره متولد شده قلم‌داد کرد و دیگری یک کشیش متدیست یا چیزی مانند آن بود! در انتخابات 1988 دوکاکیس غیرمذهبی بود که غیرعادی جلوه می‌کرد و بوش پدر خود را مذهبی می‌خواند.جورج بوش پسر نیز یک مسیحی محافظه کار متعلق به کلیسای متدیست است،  به طور تقریبی تمام شخصیت‌های سیاسی امریکا به نحوی خود را با مذهب مرتبط کردند!

 

اما تحجر مذهبی در دو کشور صنعتی وجود دارد. یکی کانادا است که نسبت به چیزی که از آن کشور صنعتی انتظار می‌رود، پایبندی بیشتری به اصول‌گرایی مذهبی دارد و دیگری ایالات‌متحده است از این نظر از کانادا نیز عقب‌تر است! تحقیقاتی در سال 1980 انجام شده بود که نشان می‌دهد که ایالات‌متحده از این نظر در سطح بنگلادش و بسیار نزدیک ایران است!

 

منظور از تحجر مذهبی این نیست که مردم به خدا اعتقاد داشته باشند و یا به کلیسا بروند، بل‌که نسبت به مذهب تعصب می‌ورزند. نوعی تعهد متعصبانه مذهبی که تمام زنده‌گی مردم را تحت نفوذ خود در می‌آورد! این حالت بیشتر مربوط به جوامع پیش از صنعتی شدن است. گفته می شود که نیمی از مردم امریکا فکر می‌کنند که دنیا دو هزار سال پیش خلق شده و فسیل‌ها را برای آن در این‌جا گذارده‌اند که مردم را گمراه کنند!

 

زیر نویس:

 - یکی از چیزهایی که در سایر جوامع صنعتی دیده نمی‌شود این است که مردم در امریکا یک جمعیت غیرسیاسی شده‌اند! امریکا فاقد یک حزب سیاسی متکی به کارگر است و از دهه 1890 حزبی مانند حزب مردمی آن زمان نداشته است.

وبلاگ روی وردپرس.کام.