
فرانک-والتر اشتاینمایر (چپ) درکنار فرانتش مونته فرینگ
قرار بود پلنوم وسیع حزب سوسیال دمکرات (در ۷ سپتامبر) تنها به بحث در بارهی شعارها و طرحهای این حزب برای انتخابات پارلمانی سال آینده بپردازد. اما تصمیمات از دستور کار فراتر رفت و به تغییر و تحولاتی غیرمنتظره در رهبری حزب انجامید. کورت بک (رهبر سوسیال دمکرات) با اعلام استعفای خود، محل اجلاس را ترک کرد. جای او را فرانتس مونتهفرینگ (رهبر سابق حزب) خواهد گرفت. احتمال معرفی فرانک-والتر اشتاینمایر (معاون حزب و وزیر خارجهی آلمان) به عنوان نامزد سوسیالدمکراتها برای صدراعظمی آلمان از مدتی پیش بر سر زبانها بود. گويا یک روز قبل از پلنوم، رهبر حزب و سه معاون او جلسهای پربحث و جدلی برگزار کرده بودند. گفته میشود که استعفای کورت بک از رهبری حزب، به ناخشنودی وی از رویکرد اشتاینمایر برای به کرسی نشاندن خود به عنوان نامزد صدراعظمی در انتخابات سال آینده مربوط است. در ماههای اخیر نظرسنجیها از محبوبیت بیشتر اشتاینمایر در نزد افکار عمومی آلمان خبر میدادند. این امر باعث شده بود که بک نیز به سود او از نامزدی خود برای صدراعظمی صرفنظر کند، با این توافق که موضوع تا اطلاع تا ثانوی به عرصهی رسانهها کشانده نشود. کورت بک در توضیحی که در بارهی استعفای خود منتشر کرد، از اشاعهی هدفمند اطلاعات نادرستی سخن گفت که رسانهها بر مبنای آن از روند تصمیمگیری او در بارهی تعیین نامزد صدراعظمی برای انتخابات سال آینده، تصویری مخدوش ارايه دادند. به نظر او این اقدام با هدف محدودکردن قدرت اختیار و تصمیمگیری وی در رهبری حزب سوسیالدمکرات صورت گرفته است. رهبر مستعفی سوسیال دمکراتها در توضیحات خود اشارهی روشنی به افراد پشت ماجرا نکرده است، اما برخى از رسانههای آلمان از تلاش اشتاین مایر و بخشی از رهبری حزب برای برکناری او و نشاندن فرانتس مونتهفرینگ به جایش خبر دادهاند. برخی از نشریات آلمان (مانند روزنامهی پرتیراژ زود دویچه سایتونگ) این جابهجایی را نوعی کودتا توصیف کردهاند. این که تعویض رهبری در حزب سوسیال دمکرات در جلوگیری از کاهش محبوبیت این حزب یا حل بحران برنامهای و سیاسی آن چه اثری خواهد داشت، پرسشی است که از سوی صاحبنظران پاسخ یکسانی به آن داده نمیشود.
اینک این سوال مطرح است که رهبری جدید حزب سوسیال دمکرات در برابر رقیب تازهاش در جناح چپ (تشکل موسوم به “حزب چپ”) چه سیاستی در پیش خواهد گرفت. حزب چپ یک سال پیش از اتحاد شماری از اعضای جداشده ازسوسیالدمکراتها و حزب سوسیالیسم دمکراتیک به وجود آمد. حزب سوسیالیسم دمکراتیک میراثدار حزب کمونیست حاکم بر آلمان شرقی سابق بود. رهبری حزب چپ در حال حاضر در دست اسکار لافونتن است که در ابتدای صدرات گرهارد شرودر بر آلمان، ریاست سوسیال دمکراتها را به عهده داشت، اما كمي بعد، بهخاطر اختلاف با شرودر از این مقام کناره گرفت وسال پیش به جمع بنیانگذارن حزب چپ پیوست.
گرچه در درون حزب سوسیال دمکرات، تا کنون هر گونه همکاری با حزب چپ در بخش غرب آلمان نفی میشده است، اما اینک فراکسیون حزب چپ در یکی از ایالات غرب آلمان (هسن) نیز، اعلام آمادگی کرده که بدون مطالبهی سهم در دولت ایالتی، با رای خود از تشکیل چنین دولتی مرکب از سوسیال دمکراتها و سبزها حمایت کند. در ماههای اخیر در حزب سوسیال دمکرات در بارهی قبول یا عدم قبول چنین حمایتی بحثهای گستردهای در جریان بوده است. جناحهای راست و میانی حزب کم و بیش بر عدم هر گونه همکاری با حزب چپ چه در ایالات غرب آلمان و چه در سطح فدرال مخالفند، این در حالی است که جناح چپ حزب از این همکاری استقبال میکند. اینک انتظار میرود که رهبری جدید حزب سوسیال دمکرات در بارهی یک سیاست جامع در قبال حزب چپ نیز به اعلام موضع بپردازد، به ویژه که حزب چپ علاوه بر شرق آلمان، در برخی دیگر از ایالات غرب این کشور نیز در حال گسترش نفوذ و پایگاه خود است و از این رو سیاست عدم همکاری با آن شاید با دشواریهای بیشتری روبهرو شود.
آنگلا مرکل (صدراعظم آلمان که که حزب دمکرات مسیحی او با حزب سوسیال دمکرات ائتلاف حاکم بر آلمان را تشکیل داده است) از نامزدی اشتاین مایر برای نامزدی صدراعظمی استقبال کرد. او در عین حال برخورد سوسیال دمکراتها با رهبر سابقشان (کورت بک) را غیرمحترمانه خواند و آن را نشانه دیگری از بحران و چند دستگی در این حزب توصیف نمود. مرکل در انتخابات سال آینده همچنان نامزد صدراعظمی آلمان خواهد بود و با اشتاین مایر که اینک وزیر خارجهی کابینهی اوست بر سر احراز این مقام به رقابت خواهد پرداخت.
خانم رناته کوناست (رئیس فراکسیون سبزها در پارلمان سراسری آلمان) معرفی اشتاین مایر به عنوان نامزد صدراعظمی آلمان را پایانی بر بحث بیانتهای برگماریها و گزینشها در حزب سوسیال دمکراتها دانست و آن را مقدمهای برای ممانعت از قدرتگیری دمکرات مسیحیها و لیبرالهای آزاد در انتخابات سال آتی توصیف نمود. او در عین حال گفت که میان اعلام نامزدی تا کسب مقام صدراعظمی راه درازی است و این موفقیت را سوسیال دمکراتها تنها با رای سبزها به دست خواهند آورد.
استعفای کورت بک و گزینش فرانتس مونتهفرینگ به جای او از سوی محافل اقتصادی و کارفرمایی آلمان نیز با استقبال مواجه شده است. دیرک مارتین (ريیس اتحادیهی کارفرمایان جوان آلمان) رفتن بک را نشانهای مثبت دانسته است. به گفتهی وی، او چهرهی امیدبخشی برای ادامهی اصلاحات اقتصادی و اجتماعی در آلمان نبود و چه خوب که مونتهفرینگ دوباره در صحنهی سیاسی آلمان نقشی مهم به عهده میگیرد.
در رسانهها (تفسيرهاي روز ۸ سپتامبر)
بنا به ارزیابیهای شبکهی اول تلویزیون آلمان، بحران اخیر در جهتگیریهای سیاسی و برنامهای حزب سوسیال دمکرات، از دستدادن مستمر عضو، و نیز کاهش فاحش و کمسابقه محبوبیت آن در نظرسنجیها، اشتاینمایر را در تلاش برای طرح رسمی نامزدی خود برای انتخابات آینده مجلس فدرال، انگیزه و تحرک بخشیدهاند. فشار و پشتیانی گرهارد شرودر (رهبر سابق سوسیالدمکراتها و صدراعظم پییشین آلمان) نیز در این ماجرا بیتاثیر نبوده است. شرودر و اشتاینمایر از دیرباز رابطهی تتگاتنگی داشتهاند. در دوران صدارت شرودر، اشتاینمایر، ريیس دفتر وی بود.
درباره تغییر در رهبری حزب سوسیال دمکرات آلمان روزنامه ”دالا دمکراتن“ چاپ سوئد مینویسد: «حزب سوسیال دمکرات آلمان تاکنون رفتاری ناشیانه در قبال رای دهندگان داشته است و حال نیز با وجود تغییر در رهبری، روحیهای مبارز در این حزب به چشم نمیخورد و فضای تیره و تاری بر آن حاکم است. حزب سوسیال دمکرات آلمان چندی است که سیاست کارگری خود را رها کرده و به جای پافشاری بر دولت رفاه در حال از میان برداشتن آن است! این امر اعتماد در حزب را متلاشی کرد و سبب پیروزی حزب دمکرات مسیحی در آخرین انتخابات شد! در شرایط کنونی بسیاری از آلمانیها برای نگاهداری دولت رفاه امید خود را به حزب چپ بستهاند. بخشی از حزب سوسیال دمکرات خواهان پیشبرد سیاست کنونی است. اما این سیاستی خطرناک و غیر عملی خواهد بود. رهبری جدید حزب مسوولیت سنگینی را در قبال مردم بر دوش گرفته است، گرچه مسوولیت اصلی بر دوش تمام حزب میباشد. حزب سوسیال دمکرات باید به خواست راي دهندگان گوش بسپارد و به مواضع مختلف درون حزبی نیز احترام بگذارد. دیوار طبقاتی آلمان را به دو بخش غنی و فقیر تقسیم کرده است! این دیوار باید بهدست سوسیال دمکراتها در آلمان برچیده شود!»
بهدنبال معرفی فرانک- والتر اشتاین مایر (وزیر امورخارجه کنونی آلمان) به عنوان نامزد حزب سوسیال دمکرات در انتخابات آتی این کشور و درباره شانس موفقیت وی روزنامه ”تاگس اشپیگل“ مینویسد: «خط ومشی فرانک والتر اشتاین مایر چیست؟ او فردی درستکار و خوشفکر است. اشتاین مایر اگر بخواهد میتواند موفق نیز باشد. اما با این وجود، او سیاستی مشخص و یا مدلی معین و روشن بر طبق نظرات سوسیال دمکراسی برای جامعه در اختیار ندارد. به معنای مثبت او برای تغییر در هر جهتی آماده است. اما بهطور واقعگرایانه، اشتاین مایر بهعنوان رقیب در مقابل آنگلا مرکل دارای خصوصیاتی مطلوب نیست. به سختی میتوان میان امور تاکتیکی و اعتقادی نزد آنگلا مرکل تمایز گذاشت. این واقعیت سبب آسودهگی خاطر حزب سوسیال دمکرات نیست. یک سال پیش از انتخابات، سوسیال دمکراسی با این پرسش درگیر خواهد بود که چگونه میتوان به موفقیت رسید. این حزب دیروز در نشست خود پاسخی برای این پرسش در کنار دریاچه شویلو نیافت.»
درباره تکالیف رهبری جدید حزب سوسیال دمکرات آلمان، روزنامه آلمانی ”برلینر تسایتونگ“ مینویسد: «تا انتخابات آتی در آلمان مونته فرینگ و اشتاین مایر با دو مساله سخت و تاحدودي غيرقابلحل مواجهاند. مونته فرینگ (به عنوان دبیرکل جدید) باید به نحوی اتحاد حزب را تامین کند. بدین منظور او وابسته به همکاری جناح چپ میباشد. مونته فرینگ باید حداقل در ماههای آینده از نزاعهای درون حزبی جلوگیری کند. وظیفه سختتر وی تجهیز و سازماندهی بدنه حزب برای انتخابات آتی است. این بخش از حزب به شدت دچار نومیدی است، زیرا نمیداند چگونه میتوان برای حزبی دست به مبارزه زد که در سالهای گذشته خود سردرگم بوده است. در نگاه نخست وظیفه اشتاین مایر آسان تر به نظر میرسد. مونته فرینگ باید بدنه حزبی را دوباره از آن خود کند و اشتاین مایر باید آرای مردم را بهدست آورد. اشتاین مایر همچنین باید به مردم وضعیت حزب را توضیح دهد، در شرایط کنونی این وظیفهای به غایت دشوار است.»

کورت بک (نفر جلو) و پتر اشتروک
شعار انقلاب فرانسه (آزادی، برابری، برادری)
اسکار لافونتن (رهبر حزب چپ) از تغییر و تحول در رهبری حزب سوسیال دمکرات ابراز ناخشنودی کرد و آن را روز بدی برای کارگران و بازنشستگان آلمان دانست! به گفتهی لافوفتن، اشتاین مایر حامی برنامهی موسوم به «منشور ۲۰۱۰» است که از زمان دولت گردهار شرودر به اجرا درآمده و حذف شماری از خدمات اجتماعی شاخص آن است! او مونته فرینگ، رهبر جدید حزب را هم مبتکر و پشتیبان افزایش سن بازنشستگی از ۶۵ به ۶۷ سالگی دانست! به باور رهبر حزب چپ، تصمیمات جدید سوسیال دمکراتها ادامهی سیاست غیراجتماعییی است که باعث شکست حزب در انتخاباتهای اخیر و کاهش اعضای آن شده است!
در درون خود حزب سوسیال دمکرات، چهرههای سرشناس جناح چپ، به رغم فراخواندن به حفظ یکپارچهگی حزب، از انتقاد به رفتار و رویکرد برخی از همحزبیها (که به نظر آنها زمینهساز کارزار تبلیغاتی گسترده علیه کورت بک شد) فروگذار نکردهاند. از جمله، خانم آندره نالس، یکی از قايم مقامهای حزب سوسیال دمکرات، بک را بهخاطر تلاشها و زحماتش برای حزب ستود و از اینکه او کارزار یادشده را به جان خرید و برای مقابله با آن، داوطلبانه و آبرومندانه استعفا داد، قدردانی کرد. هایکو ماس (همفکر دیگر خانم نالس در حزب سوسیال دمکرات) نیز در مورد استعفای بک، کسانی را در درون حزب مقصر دانست کرد که به گفتهی وی رویکردی غریب و نامانوس در پیش گرفته بودند و با این کار به اعتبار حزب لطمه زدند. ماس پیشبینی کرد که هر رهبر جدید حزب نیز باید در چارچوب مصوبات کنگرهی حزب در اکتبر سال پیش تصمیمگیری و سیاستگذاری کند. کنگره یادشده سال گذشته بنا به خواست کورت بک و جناح چپ حزب، خواهان تعدیل و نیز کاهش شتاب در اجرای برخی از برنامههای حذف خدمات اجتماعی دولت آلمان شد و اصطلاح سوسیالیسم دمکراتیک را نیز پس از ۶ دهه دوباره به عنوان ایدهآل حزب وارد برنامهی آن نمود.
کنگرهی هامبورگ (۲۶ تا ۲۸ ماه اکتبر سال ۲۰۰۷)
کنگرهی “تاریخی” بعد از جنگ حزب سوسیالدموکرات آلمان، کنگرهی بادگودسبرگ در سال ۱۹۵۹ است. این کنگره از آن رو “تاریخی” نامیده میشود، که تحول حزب، از یک جریان سوسیالیستی کارگری به یک حزب تودهای را در برنامهی حزبی بازتاب داد. در سال ۱۹۸۹ حزب در کنگرهی برلین دارای برنامهی تازهای شد. این برنامه از جنبشهای زنان و حفظ محیط زیست و دیگر جنبشهای نوین اجتماعی برآمده در دهههای ۱۹۷۰ و ۱۹۸۰ تاثیر پذیرفت. حزب سوسیالدموکرات آلمان در کنگرهی هامبورگ (۲۶ تا ۲۸ ماه اکتبر سال ۲۰۰۷) دارای برنامهی بنیادی (Grundsatzprogramm) تازهای شد. اما کنگرهی هامبورگ را نمیتوان تاریخی نامید و به آن مقامی همچون کنگره بادگودسبرگ داد.
اهمیت کنگرهی هامبورگ در آن بود که نشان داد برخلاف برخی تصورهای رایج، هنوز مفهوم “چپ” «کهنه و دِمـُده و بیفایده نشده و از جمله حزب سوسیالدموکرات آلمان لازم میبیند جایی را در پهنهی سیاسی برای خود متصور شود که به طور سنتی چپ نامیده میشود.»
در کنگرهی هامبورگ بار دیگر نمایانده شد که شاخص اصلی معرفی “چپ” تاکید بر عدالت اجتماعی است. حزب سوسیالدموکرات آلمان بار دیگر خود را به عنوان حزبی تعریف کرد که مسئلهی اجتماعی (یعنی نابرابری و تبعیض) را از نظر دور نمیدارد. کورت بک در این رابطه در کنگرهی هامبرگ چنین گفت: «ما هرگز مجاز نیستیم که امر اجتماعی را همچون چیزی در نظر گیریم که مزاحم و ناخوشایند است.»
برنامهی کار ۲۰۱۰، حزب سوسیالدموکرات آلمان را از پایگاه اجتماعیاش دور کرده بود. این برنامهی کاری را گرهارد شرودر (صدراعظم پیشین آلمان) طرح کرد و به اجرا گذاشت. شرورد در راس ائتلافی از سوسیالدموکراتها و سبزها بود. این ائتلاف جای خود را به ائتلاف بزرگ دو حزب تودهای حزب دموکرات مسیحی (که حزب بایری سوسیالمسیحی پیوستهگی تنگاتنگی به آن دارد) و سوسیالدموکرات داد. کنگره هامبورگ برنامهی کاری ۲۰۱۰ را (که کارپایهی حکومت گرهادر شرودر بوده است) کنار نگذاشت، اما در عین حال انتقاد از آن و عدم وفاداری به آن را موجه شمرد. کورت بک در رابطه با بحث کمک بیکاری در این مورد پیشقدم بوده است.
شرودر مضمون “برنامهی کاری ۲۰۱۰” را این گونه فشرده کرده بود: «ما میخواهیم از خدمات دولتی بکاهیم و کاری کنیم که هر کس خود مسوول امور خویش بوده و یاریرسان خود باشد.» منظور روشن بود: نیازمندان به کمک، دیگر نمیتوانند روی کمک دولتی حساب کنند. بیهوده نبود که تبلیغ برنامهی کاری ۲۰۱۰ چه بسا با این رویکرد به بیکاران همراه بود: این که تو بیکاری، به این برمیگردد که آماده نیستی روی پای خود بایستی، مسوول امور خویش شوی و کمتر از کیسهی دولت بخوری! مجریان برنامهی کاری ۲۰۱۰ نخست بر روی بازار کار متمرکز شدند، کمک بیکاری و کمک اجتماعی را یکی کردند! و سپس به بیمهی پزشکی و در ادامه به بیمهی بازنشستگی پرداختند! در همه جا آن که کمکی میگرفت، تهیدستتر شد، در امر اشتغال اما هیچ تحولی پدید نیامد! دست کارفرمایان برای اخراج بازتر شد! “برنامهی کاری ۲۰۱۰” مبتکران خود را به زمین زد! عاقبت ماجرا این شده که کورت بک برای این که بتواند خود را سوسیالدموکرات بنامد، مجبور شد از برنامهی ابتکاری رهبر سابق حزب، فاصله گیرد.
پیش از شروع کنگره هامبورگ بحثی درگرفت بر سر نظر کورت بک، در مورد لزوم پرداختن طولانیتر ردیفی از بیمه بیکاری و مخالفت فرانتس مونتهفرینگ (که میخواهد به مفاد برنامهی کار ۲۰۱۰ وفادار بماند) این بحث پربازتاب به نفع بک پیش رفت. این موضوع باعث شد که تاکیدکنندگان بر وجه “سوسیال” (اجتماعی) وظایف حزب سوسیالدموکراتیک با امید و سرزندهگی به کنگره روند. حتا گرهارد شرودر، مبتکر “برنامهی کار ۲۰۱۰” نیز که در کنگره حضور دارد، خود را پشت سر بک قرار داده است. شرودر گفته است که این “برنامه” «نه هدف، بلکه تنها یک وسیله است و میتواند تغییر یابد.»

آندرآ اوپسیلانتی راه ائتلاف حزبش با حزب چپها را هموار کرد
حزب چپ علت تنش در میان احزاب ائتلافی دولت آلمان شده بود. سووال اين بود كه آيا تشکیل دولتی ائتلافی سوسیال دموکرات و حزب چپ در ایالت هسن، دولت فدرال و ائتلاف را متزلزل میکند؟ اما سووال جديد اين است كه با توجه به قدرت گرفتن جناحهای راست و میانی نسبت به جناح چپ حزب، سياست آينده حزب سوسیال دمکرات درباره حزب چپ و هم چنين مسئلهی اجتماعی چه خواهد بود؟ حزب چپ خواهان آنند که یک برنامهی دولتی ایجاد اشتغال برای حداقل ۲۵ هزار نفر در نظر گرفته شود و کلینیک گیسن ـ ماربورگ که چندی پیش خصوصی شد، دوباره زیر نظر دولت اداره شود.
از سوی دیگر ۶۰ نمایندهی برجستهی جناح چپ حزب سوسیال دموکرات، در فراخوانی از رهبری حزب خواستند، در رقابت با حزب چپها، سیاست خود را که “به شکاف هرچه ژرفتر بین ثروت و فقر” انجامیده، تغییر دهد و سیاستی به سود برقراری عدالت اجتماعی در پیشگیرد! خواستهای این گروه ۶۰ نفره، تاحدودي از مواضع رسمی حزب سوسیال دموکرات نیز فراتر میروند و گاهی حتا در تضاد با آنها قرار میگیرند! آنان به عنوان مثال خواهان تغییر سن بازنشستگی از ۶۷ سال به ۶۵ سال و تصویب قانون مالیات بر ثروت و ارث هستند!
تنشی که با نام حزب چپ گره خورده، با انتخابات ایالتی هسن آغاز شد. در این انتخابات، حزب دموکرات مسیحی و کاندیدای اول آن (رولاند کُخ) به سختی شکست خوردند! اما پیروزی حزب سوسیال دموکرات نیز، از نظر درصد کسب آرا در حدی نبود که بتواند با شریک ائتلافی سنتی خود (یعنی حزب سبزها) دولتی متکی بر اکثریت پارلمانی تشکیل دهد! از اینرو ناگزیر جلب حمایت حزب کوچک سومی در دستور کار قرار گرفت. از آنجا که حزب لیبرالهای آزاد حاضر به همراهی با سوسیال دموکراتها نشدند، ائتلاف با حزب چپ مطرح شد. کورت بک برای کنار گذاشتن رولاند کخ، از ابتدا موافق با همکاری با حزب چپ بود (هرچند که حزبش در مبارزات انتخاباتی ایالت هسن اعلام کرده بود که با حزب چپ هیچگونه همکاریای نخواهد داشت) تلاشهای اوپسیلانتی برای نزدیک شدن و گفتوگو با نمایندگان حزب چپها نیز همواره با اعتراض و مخالفت جناحهای مختلف احزاب همراه بود. تا این که نشست تدارکی حزب سوسیال دموکرات، در سوم سپتامبر سال گذشته در فرانکفورت، اولین پیششرطهای همکاری با چپها را در ایالت هسن به تصویب رساند و به این ترتیب راه آندرآ اوپسیلانتی را برای تکیه زدن به کرسی نخستوزیری ایالت هسن گشوده شد.
دالا دمکراتن / تاگس اشپیگل / تاگسشاو / فرانکفورتر روند
برلینر تسایتونگ / رویترز / اشپیگل / خبرگزاری آلمان
زیرنویس:
نوشتههاي ديگر در اين مورد
- 23 April: آشنایی با حزب سوسیال دموکرات و حزب چپ