ادامه بحران مالی در آمریکا موسسات مالی بین المللی را بیش از پیش در کام خود فرو می کشد. واگذاری وام از سوی یک بانک دولتی آلمان (KfW) به یک بانک ورشکسته آمریکایی نمونه دیگری از استمرار بی ثباتی مالی است. بحران بازارهای مالی در کانون توجه رسانههای بینالمللی قرار داشت. گوشههایی از تفسیر ۱۶ سپتامبر و ۱۸ سپتامبر روزنامه رم، زوریخ، بارسلون و…
روزنامهی ایتالیایی لا رپوبلیکا : «این سوی دیگر رویای آمریکایی، کابوس آمریکایی است. فاجعهی بانک لمن دو هفته پس از نجات دو بانک مهم وام مسکن (یعنی فردی مک و فانی می) توسط دولت آمریکا باعث سرآسیمگی در صنایع مالی شده است، زیرا صنایع بانکی خود را آسیبناپذیر میدانستند، ولی اکنون شاهد فروریزیبانکی در پی بانک دیگر هستند!».
روزنامهی سوییسی تاگسآنتسایگرز: «بحران مالیای که یک سال پیش بروز کرد، ابعاد تازهای به خود گرفته است. پس از رویدادهای دراماتیک روز دوشنبه (۱۵ سپتامبر) نظام مالی جهان به گونهای که تا سال ۲۰۰۷ حاکم بود، دیگر بازنخواهد گشت. جابهجاییهای پایهای در جهان بانکها بزرگتر از آن و نیروهای آزادشده از این جابهجاییها ویرانگرتر از آن هستند که چنین بازگشتی را ممکن سازند. ابعاد این آسیب چنان عظیم است که وزیر دارایی آمریکا، یعنی بزرگترین قدرت اقتصادی جهان نیز نمیتواند از صندوق دولت آن را ترمیم کند. هنری پاولسون نیز به موقع متوجه این مساله شد. زمان آن رسیده بود که او خط روشنی ترسیم کند».
روزنامهی فرانسوی لا رپبلیک د پیرنه: «امروز بزرگترین چرخش، افول نسبی ایالات متحدهی آمریکاست. البته اینکه مرکز اقتصادی دیگری مانند چین یا هند جای آمریکا را بگیرد، امری فوری نیست. ولی نفوذ فزایندهی آسیا توقفناپذیر است. ایالات متحدهی آمریکا نشان میدهد که در مسائلی که به این کشور مربوط میشود از کوری باورنکردنیای رنج میبرد! کارزار انتخابات ریاستجمهوری هم این استنباط را برنمیانگیزد که آمریکاییها میخواهند واکنش نشان دهند. آمریکا به استقبال یک رکود ژرف اقتصادی میرود و اروپا نیز از این بابت آسیب خواهد دید».
روزنامهی اسپانیایی ال پریودیکو: «این بار هم مانند سال پیش است، ولی بدتر. وقتی در اوت ۲۰۰۷ بحران مستغلات، سیستم بانکهای آمریکایی را به لرزه انداخت، از شکافی در دیوارهای جنبی ساختمان سخن گفته شد. گفتند مادامی که دیوارهای حامل پابرجا هستند، فروریختن دیوارهای جنبی خطر چندانی ندارد. اکنون در خود ستونهای اصلی شکاف ایجاد شده است! این مساله نشان میدهد که سیاست نومحافظهکاران، برای خودتنظیمسازی کامل سیستم بانکی جهان، مصیبتبار بوده است! حال این پساندازکنندگان و مالیات دهندگان هستند که باید هزینهی آن را بپردازند! این کاری غیراخلاقی است، ولی هر بار که بانکی درهم میشکند، باید این مساله را یادآوری کرد».
روزنامهی اسپانیایی ال موندو: «بحران مالی هنوز به بدترین سطح خود سقوط نکرده است. ادارات دولتی آمریکا تنها شاهد فروپاشی بانک سرمایهگذاری لهمن برادرز (Lehman Brothers) هستند. دولت آمریکا با عدم دخالت خود میخواهد اثبات کند که سیستم مالی هنوز سالم و قادر به تنظیم خود می باشد. بخش سرمایهداری مالی در ارتباط با قضیه شرکت بیمه AIG نیاز به کمک دولتی دارد، در غیر این صورت بخش مالی خود را خواهد بلعید. این اقدامات متناقض بیانگر سردرگمی ادارات مالی در آمریکا است! بانک پول در آمریکا همانند بانک مرکزی اروپا واقف است که در مبارزه برای نجات بازار بینالمللی اعتبارات و وام تنها میتواند دست به وصلهپینه زند! چندی است که بازارهای سهام نیز این مسئله را دریافتهاند! هیچکس قادر به توقف روند سقوط بورس نخواهد بود.»
روزنامه لوکزامبورگر ورت: «بحران مالی در والاستریت به گونهای فزاینده بخشهای دیگری را نیز به دام خود میکشد. این امر سبب نگرانی عمومی شده و حیثیت جمهوریخواهان به عنوان حزب معاملات بزرگ را خدشهدار کرده است. به روشنی میتوان دریافت که بحران مالی کنونی بر اثر مداخلات زیاد دولت رخ نداده، بلکه بر عکس کمبود نظارت دولتی سبب بروز این بحران شده است! تامین حداقل معیشت، بار دیگر اهمیتی دوچندان برای رایدهندگان آمریکایی یافته است. بدین دلیل فرصت مناسبی برای حزب دمکرات بهدست داده، تا وعده کنترل سرمایهداری به اصطلاح کازینویی و لگامگیسخته را سردهد! علاوه براین، حزب دمکرات شهرت دارد که حزبی با وجدان اجتماعی است اما در دورانهای بحرانی بیش از همه نیاز به خبرگان مالیاتی احساس میشود. این مطلب امتیازی برای نامزد جمهوریخواهان (یعنی جان مک کین) در کاخ سفید است. بدین نحو رایدهندگان آمریکایی بر سر یک دوراهی قرار گرفتهاند. آنها مجبورند میان امید به تغییر، و نیاز به امنیت و ثبات یکی را بر گزینند.»
روزنامه آلمانی برلینر تسایتونگ: «آزادی و رهایی حوزه مالی و جدایی آن از دنیای واقعی تنها ظاهری و مجازی است. کار دلالی وابسته به چیزی است که در معرض خرید و فروش قرار میگیرد. سقوط قیمت خانهها یا عدم استفاده از وامها سبب درهمشکستن تمام ساختارهای مالی میشود. بازار مالی جهان مجبور به تحمل این ضرر است. این وضعیت برای همگان هزینه در بر خواهد داشت. بانکها باید از طریق میلیاردها پول واقعی مالیاتی نجات داده شوند، در حالی که همزمان دهها هزار فرصت شغلی نیز به طور واقعی از میان میروند. بهویژه بانکهای وامپرداز از طریق درخواست بهرههای گزاف یا توقف اعتبارات، در صدد تنظیم موازنه خود هستند. این خطری است که در شرایط فعلی هیچ کس قادر به پیشبینی ابعاد آن نیست.»

آنگلا مرکل (صدراعظم آلمان)
آنگلا مرکل (صدراعظم آلمان) با توجه به بحران بانکی در جهان، اعلام کرد که اروپا باید ضوابط روشنی تعیین کند تا بحرانهایی از این دست دیگر تکرار نشود! وی که در گردهمایی انتخاباتی حزب مردم اتریش (در لینتس) سخن میگفت، افزود که «بازارهای مالی مدتها داوطلبانه با قواعد شفافسازی مخالفت کردند و در این زمینه مورد پشتیبانی دولتهای آمریکا و بریتانیا قرار گرفتند!» مرکل آمریکا و بریتانیا را متهم کرد که مدتها از شفافیت در بازارهای مالی جلوگیری کردند! وی افزود: «آنها میگفتند بگذارید بازارها کارشان را بکنند! ما به شفافیت نیاز نداریم! و من میگویم هر کس کالایی واقعی تولید میکند، میداند که چه شکلی است و از چه استانداردی برخوردار است. پس باید در تولیدات مالی هم دانست که چه تجارت میکنیم. در غیر این صورت چنین چیزهایی رخ میدهد که همه ما باید هزینهی آن را بپردازیم!» صدراعظم آلمان گفت که تک تک کشورها به تنهایی نمیتوانند کاری صورت دهند و اقتصاد اجتماعی بازار آزاد، نیازمند یک بعد بینالمللی است. مرکل همچنین در گفتوگویی با روزنامهی آلمانی «مرکور» یادآور شد که سال گذشته در جریان کنفرانس کشورهای گروه هشت خواهان شفافیت بیشتر در تجارت پولی شده است، ولی کشورهای آنگلوساکسن از پیشنهادهای وی پشتیبانی لازم را به عمل نیاوردهاند! این مساله تاسفبار بوده است، ولی در این میان رویهی آنها تغییر کرده است.
خواست مرکل برای کنترل شدیدتر بازارهای مالی، از سوی دیگر احزاب آلمان هم پشتیبانی میشود. یوآخیم پوس (کارشناس مالی حزب سوسیال دمکرات آلمان) گفت: کسانی که تا کنون موضوع تنظیم بازارهای مالی را ترمز میکردند، حالا باید به این امر تمکین کنند! حزب لیبرال آلمان نیز در حال بررسی این موضوع است که آیا ضوابط کنونی کافی هستند یا نه. فولکر کاودر (رییس فراکسیون حزب دمکرات مسیحی و سوسیال مسیحی آلمان در پارلمان) در گفتوگویی با آژانس خبری آلمان، خواستار نظارت بانکی کشورهای اروپا بر طبق الگوی آلمان شد. از سوی دیگر، «همایش اجتماعی اروپا» در سوئد با توجه به بحران بانکی و مالی کنونی قصد دارد «جنگی علیه طمعکاری» برپا سازد. جان کریستنسن (اقتصاددان بریتانیایی) گفت ما نمیتوانیم نظارهگر بیتفاوت وامهای هنگفتی باشیم که بدون کنترل به این سو آن سو میروند. وی افزود این اقتصاد سایه، دیدناپذیر شده است! کریستنسن که در پنجمین همایش اجتماعی اروپا (در مالمو سوئد) سخن میگفت افزود: تنها با ۳۰ درصد مالیاتی که بانکها در حال حاضر سیاه و خارج از کنترل به بهشتهای مالیاتی میفرستند، میتوان به گونهای جدی با فقر در جهان مقابله کرد!»

ریچارد سنت Richard Sennet (جامعهشناس آمریکایی)
با بحران اخیر، دورهای از تاریخ وال استریت به سر میرسد و با آن رویاهای آمریکایی به پایانشان نزدیک میشوند! آخـرین خبر در مورد بحـــران مالی در آمریکا این است: دو بانک سرمایهگذاری گلــدمن ساکس (Goldman Sachs) و مرگان استانلی (Morgan Stanley) از برج عاج فرود آمدند و از مقام و منزلت بینظیری که در جهان سرمایه داشتند، دست کشیدند! آنها آخرین چهرههای اسطورهای وال استریت، بورس نیویورک هستند! اعتقاد عمومی بر این است که یک دورهی تاریخی در وال استریت به سر آمده و دورهی تازهای آغاز شده که در آن وال استریت دیگر جلال و جبروت گذشتهاش را نخواهد داشت!
کار دو موسسه مالی گلدمن ساکس و مرگن استانلی سرمایهگذاری است: آنـها با اوراق اعتباری بازی میکنند، حجمهای عظیمی پول را در چشمبههمزدنی از اینجا به آنجا منتقل میکنند، شرکتهای بزرگ را میخرند، از چند شرکت یک شرکت و از یک شرکت چند شرکت میسازند. آنها در جهان بورس خدایی میکنند و هیچ کنترلی بر آنها اعمال نمیشود. اما گویا دوران خداییشان به سر آمده است! پذیرفتهاند که زیر کنترل بانک مرکزی آمریکا قرار گیرند! انگیزهی روشنی دارند که با قانون مطلق بورسبازی میخواند: سود بیشتر. آنها در بحران مالی اخیر ضرر کردهاند و حال که دولت آمریکا میخواهد با پول مالیاتدهندگان آمریکایی به کمک موسسههای مالی ورشکسته و زیاندیده بشتابد، آنها فکر کردهاند که بایستی از این کمک نصیب برند! دستشان را به سوی دولت دراز کردهاند و کسانی که همواره میگفتهاند دولت حق اعمال نقش هدایتگر در اقتصاد ندارد و بایستی از هر گونه دخالت و کنترلی بپرهیزد، به ناگهان طرفدار دخالت دولت شدهاند!
در کل پنج موسسهی مالی آمریکایی به عنوان غولهای آزاد سرمایهگذاری به رسمیت شناخته شده بودند. سه تایشان پیشتر از میدان خارج شده بودند و اینک دو تای دیگر تسلیم سرنوشت شدهاند! وزارت دارایی آمریکا در حال مذاکره با کنگره برای به تصویب رساندن تخصیص ۷۰۰ میلیارد دلار به برنامهی نجات بورس است. اگر این بودجه را به حجم عظیمی پول که تا کنون صرف خرید شرکتهای ورشکسته توسط دولت یا دادن اعتبارهای تضمینی به آنها شده است، بیفزاییم به رقم نجومی ۱۳۰۰ میلیارد (۳ / ۱ بیلیون) دلار میرسیم! این پول مالیاتدهندگان است که به کیسهی بورسبازان سرازیر میشود!
در این ماجرا دموکراتها و جمهوریخواهان همدستاند! در گفتوگوهایی که دولت آمریکا برای ارایهی برنامهای گسترده و به اصطلاح نجاتبخش در پیش گرفته، بن برننکی (رییس بانک مرکزی ایالات متحده) و نیز سیاستمداران بلندپایهی دو حزب جمهوریخواه و دمکرات شرکت میجویند. در متن این همدستی، باراک اوباما (کاندیدای حزب دموکرات در انتخابات ریاست جمهوری) انتقادهایی را متوجه مقامات واشنگتن کرده است. او در اعلامیهای که ۲۱ سپتامبر منتشر کرد، ضمن اینکه خواهان حل فراحزبی مسئلهی بحران مالی شد، از دولت خواست که به فکر مالیاتدهندگان نیز باشد و برای صاحبخانههای زیرفشار قرار گرفته هم چارهای بیندیشد.
این صاحبخانهها کیانند؟ آنان عمدتن کسانی هستند که به قول ریچارد سنت (Richard Sennet جامعهشناس آمریکایی) با باد هوا زندگی میکنند. زندگی آنها با کردیت میگذرد، از این بانک وام میگیرند، تا وام آن بانک دیگر را بپردازند؛ دهها کارت بانکی در جیب دارند و حالا به ناگهان میفهمند که آن پولهای پلاستیکی مفت نمیارزند! و کاش به واقع مفت بودند، حال باید بابت آنها بپردازند، آن هم بهایی سنگین را. در درجهی اول خانهیشان را از دست میدهند، خانهای که آن را با وام خریده بودند! ریچارد سنت، حال و روز آنان را در مصاحبهای با روزنامهی آلمانی زوددویچهتسایتونگ (۲۲ سپتامبر ۲۰۰۸) چنین توصیف میکند: «این انسانها فقط کارشان را از دست نمیدهند، خانهیشان هم از دست میرود. دیگر نمیتوانند مثل گذشته مصرف کنند. این امر معنای عمیقی دارد: آمریکاییها خیال میکردند که در سرمایهداری، فاتح آناناند. اکنون دیگر این اعتماد به نفس رنگ میبازد و جای آن را احساس شکست میگیرد!»
یوشکا فیشر (وزیر خارجهی سابق آلمان) در مقالهای منتشر شده در وبگاه هفتهنامهی “دی تسایت” (Die Zeit) میگوید که ۱۹ سال پیش، هنگامی که دیوار برلین فرو ریخت، آمریکا در جهان یکهتاز شد. حال چه وضعی دارد؟ فیشر مینویسد: «امروز، نوزده سال بعد، ما شاهد سقوط قدرت آمریکا هستیم. علت این سقوط را میتوان در ترکیبی جست از تکبر و کوری در میان نقشآفرینان کارگزار در ایالات متحده.» فیشر در ادامه یادآوری میکند که چگونه بوش و نومحافظهکاران آمریکایی گمان میبردند که قرن بیست و یک، قرنی آمریکایی است! به نظر فیشر واقعیت جز این است. واقعیت بزرگ این است که چین اینک از آمریکا طلب دارد!
آمریکاییان با کردیت زندگی میکنند. دولت آمریکا نیز. به قول فیشر به این وضع نباید خندید: «زیرا ازکارافتادگی ایالات متحده به مثابه موتور جهانی رشد، باعث سقوط اقتصاد جهانی نیز میشود. با این کار خطر تنشهای داخلی و ستیزهای اجتماعی بالا میگیرد، چیزی که ممکن است به عرصهی سیاست خارجی نیز تسری یابد!»
لا رپوبلیکا / تاگسآنتسایگرز / لا رپبلیک د پیرنه / ال پریودیکو / ال موندو / رویترز
/ لوکزامبورگر ورت / برلینر تسایتونگ / زوددویچه تسایتونگ / دی تسایت / خبرگزاری آلمان
زیرنویس:
نوشتههای دیگر در این مورد
- 18 July: اقتصاد آمریکا تا کجا بحران را تحمل میکند؟
- 03 August: خودکشی سیستم سرمایهداری از دید یک سرمایهدار (Georg Soros)
- 19 September: بیاعتمادی و بیثباتی در بحران مالی ایالات متحده







