تحلیل‌های روزانه سیاسی و اقتصادی

سپتامبر 22, 2008

کابوس آمریکایی (بحران بازارهای مالی جهان)

دسته: اقتصاد, سیاست — alihemmati @ 8:38 ب.ظ
Tags: ,

ادامه بحران مالی در آمریکا موسسات مالی بین المللی را بیش از پیش در کام خود فرو می کشد. واگذاری وام از سوی یک بانک دولتی آلمان (KfW) به یک بانک ورشکسته آمریکایی نمونه دیگری از استمرار بی ثباتی مالی است. بحران بازارهای مالی در کانون توجه رسانه‌های بین‌المللی قرار داشت. گوشه‌هایی از تفسیر ۱۶ سپتامبر و ۱۸ سپتامبر روزنامه رم، زوریخ، بارسلون و…

روزنامه‌ی ایتالیایی لا رپوبلیکا : «این سوی دیگر رویای آمریکایی، کابوس آمریکایی است. فاجعه‌ی بانک لمن دو هفته پس از نجات دو بانک مهم وام مسکن (یعنی فردی مک و فانی می) توسط دولت آمریکا باعث سرآسیمگی در صنایع مالی شده است، زیرا صنایع بانکی خود را آسیب‌ناپذیر می‌دانستند، ولی اکنون شاهد فروریزی‌بانکی در پی بانک دیگر هستند!».

روزنامه‌ی سوییسی تاگس‌آنتسایگرز: «بحران مالی‌ای که یک سال پیش بروز کرد، ابعاد تازه‌ای به خود گرفته است. پس از رویدادهای دراماتیک روز دوشنبه (۱۵ سپتامبر) نظام مالی جهان به گونه‌ای که تا سال ۲۰۰۷ حاکم بود، دیگر بازنخواهد گشت. جابه‌جایی‌های پایه‌ای در جهان بانک‌ها بزرگ‌تر از آن و نیروهای آزادشده از این جابه‌جایی‌ها ویران‌گرتر از آن هستند که چنین بازگشتی را ممکن سازند. ابعاد این آسیب چنان عظیم است که وزیر دارایی آمریکا، یعنی بزرگ‌ترین قدرت اقتصادی جهان نیز نمی‌تواند از صندوق دولت آن را ترمیم کند. هنری پاولسون نیز به موقع متوجه این مساله شد. زمان آن رسیده بود که او خط روشنی ترسیم کند».

روزنامه‌ی فرانسوی لا رپبلیک د پیرنه: «امروز بزرگ‌ترین چرخش، افول نسبی ایالات متحده‌ی آمریکاست. البته این‌که مرکز اقتصادی دیگری مانند چین یا هند جای آمریکا را بگیرد، امری فوری نیست. ولی نفوذ فزاینده‌ی آسیا توقف‌ناپذیر است. ایالات متحده‌ی آمریکا نشان می‌دهد که در مسائلی که به این کشور مربوط می‌شود از کوری باورنکردنی‌ای رنج می‌برد! کارزار انتخابات ریاست‌جمهوری هم این استنباط را برنمی‌انگیزد که آمریکایی‌ها می‌خواهند واکنش نشان دهند. آمریکا به استقبال یک رکود ژرف اقتصادی می‌رود و اروپا نیز از این بابت آسیب خواهد دید».

روزنامه‌ی اسپانیایی ال پریودیکو: «این بار هم مانند سال پیش است، ولی بدتر. وقتی در اوت ۲۰۰۷ بحران مستغلات، سیستم بانک‌های آمریکایی را به لرزه انداخت، از شکافی در دیوارهای جنبی ساختمان سخن گفته شد. گفتند مادامی که دیوارهای حامل پابرجا هستند، فروریختن دیوارهای جنبی خطر چندانی ندارد. اکنون در خود ستون‌های اصلی شکاف ایجاد شده است! این مساله نشان می‌دهد که سیاست نومحافظه‌کاران، برای خودتنظیم‌سازی کامل سیستم بانکی جهان، مصیبت‌بار بوده است! حال این پس‌اندازکنندگان و مالیات دهندگان هستند که باید هزینه‌ی آن را بپردازند! این کاری غیراخلاقی است، ولی هر بار که بانکی درهم می‌شکند، باید این مساله را یادآوری کرد».

روزنامه‌ی اسپانیایی ال موندو: «بحران مالی هنوز به بدترین سطح خود سقوط نکرده است. ادارات دولتی آمریکا تنها شاهد فروپاشی بانک سرمایه‌گذاری لهمن برادرز (Lehman Brothers) هستند. دولت آمریکا با عدم دخالت خود می‌خواهد اثبات کند که سیستم مالی هنوز سالم و قادر به تنظیم خود می باشد. بخش سرمایه‌داری مالی در ارتباط با قضیه شرکت بیمه AIG نیاز به کمک دولتی دارد، در غیر این صورت بخش مالی خود را خواهد بلعید. این اقدامات متناقض بیان‌گر سردرگمی ادارات مالی در آمریکا است! بانک پول در آمریکا همانند بانک مرکزی اروپا واقف است که در مبارزه برای نجات بازار بین‌المللی اعتبارات و وام تنها می‌تواند دست به وصله‌پینه زند! چندی است که بازارهای سهام نیز این مسئله را دریافته‌اند! هیچ‌کس قادر به توقف روند سقوط بورس نخواهد بود.»

روزنامه لوکزامبورگر ورت: «بحران مالی در وال‌استریت به گونه‌ای فزاینده بخش‌های دیگری را نیز به دام خود می‌کشد. این امر سبب نگرانی عمومی شده و حیثیت جمهوری‌خواهان به عنوان حزب معاملات بزرگ را خدشه‌دار کرده است. به روشنی می‌توان دریافت که بحران مالی کنونی بر اثر مداخلات زیاد دولت رخ نداده، بل‌که بر عکس کمبود نظارت دولتی سبب بروز این بحران شده است! تامین حداقل معیشت، بار دیگر اهمیتی دوچندان برای رای‌دهندگان آمریکایی یافته است. بدین دلیل فرصت مناسبی برای حزب دمکرات به‌دست داده، تا وعده کنترل سرمایه‌داری به اصطلاح کازینویی و لگام‌گیسخته را سردهد! علاوه براین، حزب دمکرات شهرت دارد که حزبی با وجدان اجتماعی است اما در دوران‌های بحرانی بیش از همه نیاز به خبرگان مالیاتی احساس می‌شود. این مطلب امتیازی برای نامزد جمهوری‌خواهان (یعنی جان مک کین) در کاخ سفید است. بدین نحو رای‌دهندگان آمریکایی بر سر یک دوراهی قرار گرفته‌اند. آن‌ها مجبورند میان امید به تغییر، و نیاز به امنیت و ثبات یکی را بر گزینند.»

روزنامه آلمانی برلینر تسایتونگ: «آزادی و رهایی حوزه مالی و جدایی آن از دنیای واقعی تنها ظاهری و مجازی است. کار دلالی وابسته به چیزی است که در معرض خرید و فروش قرار می‌گیرد. سقوط قیمت خانه‌ها یا عدم استفاده از وام‌ها سبب درهم‌شکستن تمام ساختارهای مالی می‌شود. بازار مالی جهان مجبور به تحمل این ضرر است. این وضعیت برای همگان هزینه در بر خواهد داشت. بانک‌ها باید از طریق میلیاردها پول واقعی مالیاتی نجات داده شوند، در حالی که هم‌زمان ده‌ها هزار فرصت شغلی نیز به طور واقعی از میان می‌روند. به‌ویژه بانک‌های وام‌پرداز از طریق درخواست بهره‌های گزاف یا توقف اعتبارات، در صدد تنظیم موازنه خود هستند. این خطری است که در شرایط فعلی هیچ کس قادر به پیش‌بینی ابعاد آن نیست.»

آنگلا مرکل، صدراعظم آلمان
آنگلا مرکل (صدراعظم آلمان)

آنگلا مرکل (صدراعظم آلمان) با توجه به بحران بانکی در جهان، اعلام کرد که اروپا باید ضوابط روشنی تعیین کند تا بحران‌هایی از این دست دیگر تکرار نشود! وی که در گردهمایی انتخاباتی حزب مردم اتریش (در لینتس) سخن می‌گفت، افزود که «بازارهای مالی مدت‌ها داوطلبانه با قواعد شفاف‌سازی مخالفت کردند و در این زمینه مورد پشتیبانی دولت‌های آمریکا و بریتانیا قرار گرفتند!» مرکل آمریکا و بریتانیا را متهم کرد که مدت‌ها از شفافیت در بازارهای مالی جلوگیری کردند! وی افزود: «آن‌ها می‌گفتند بگذارید بازارها کارشان را بکنند! ما به شفافیت نیاز نداریم! و من می‌گویم هر کس کالایی واقعی تولید می‌کند، می‌داند که چه شکلی است و از چه استانداردی برخوردار است. پس باید در تولیدات مالی هم دانست که چه تجارت می‌کنیم. در غیر این صورت چنین چیزهایی رخ می‌دهد که همه ما باید هزینه‌ی آن را بپردازیم!» صدراعظم آلمان گفت که تک تک کشورها به تنهایی نمی‌توانند کاری صورت دهند و اقتصاد اجتماعی بازار آزاد، نیازمند یک بعد بین‌المللی است. مرکل هم‌چنین در گفت‌وگویی با روزنامه‌ی آلمانی «مرکور» یادآور شد که سال گذشته در جریان کنفرانس کشورهای گروه هشت خواهان شفافیت بیشتر در تجارت پولی شده است، ولی کشورهای آنگلوساکسن از پیشنهادهای وی پشتیبانی لازم را به عمل نیاورده‌اند! این مساله تاسف‌بار بوده است، ولی در این میان رویه‌ی آن‌ها تغییر کرده است.

خواست مرکل برای کنترل شدیدتر بازارهای مالی، از سوی دیگر احزاب آلمان هم پشتیبانی می‌شود. یوآخیم پوس (کارشناس مالی حزب سوسیال دمکرات آلمان) گفت: کسانی که تا کنون موضوع تنظیم بازارهای مالی را ترمز می‌کردند، حالا باید به این امر تمکین کنند! حزب لیبرال آلمان نیز در حال بررسی این موضوع است که آیا ضوابط کنونی کافی هستند یا نه. فولکر کاودر (رییس فراکسیون حزب دمکرات مسیحی و سوسیال مسیحی آلمان در پارلمان) در گفت‌وگویی با آژانس خبری آلمان، خواستار نظارت بانکی کشورهای اروپا بر طبق الگوی آلمان شد. از سوی دیگر، «همایش اجتماعی اروپا» در سوئد با توجه به بحران بانکی و مالی کنونی قصد دارد «جنگی علیه طمع‌کاری» برپا سازد. جان کریستنسن (اقتصاددان بریتانیایی) گفت ما نمی‌توانیم نظاره‌گر بی‌تفاوت وام‌های هنگفتی باشیم که بدون کنترل به این سو آن سو می‌روند. وی افزود این اقتصاد سایه، دیدناپذیر شده است! کریستنسن که در پنج‌مین همایش اجتماعی اروپا (در مالمو سوئد) سخن می‌گفت افزود: تنها با ۳۰ درصد مالیاتی که بانک‌ها در حال حاضر سیاه و خارج از کنترل به بهشت‌های مالیاتی می‌فرستند، می‌توان به گونه‌ای جدی با فقر در جهان مقابله کرد!»

ب�ران اقتصادی سبک زندگی را تغییر خواهد داد − ب�ران در سبک زندگی آمریکایی
ریچارد سنت Richard Sennet (جامعه‌شناس آمریکایی)

با بحران اخیر، دوره‌ای از تاریخ وال استریت به سر می‌رسد و با آن رویاهای آمریکایی به پایان‌شان نزدیک می‌شوند! آخـرین خبر در مورد بحـــران مالی در آمریکا این است: دو بانک سرمایه‌گذاری گلــدمن ساکس (Goldman Sachs) و مرگان استانلی (Morgan Stanley) از برج عاج فرود آمدند و از مقام و منزلت بی‌نظیری که در جهان سرمایه داشتند، دست کشیدند! آن‌ها آخرین چهره‌های اسطوره‌ای وال استریت، بورس نیویورک هستند! اعتقاد عمومی بر این است که یک دوره‌ی تاریخی در وال استریت به سر آمده و دوره‌ی تازه‌ای آغاز شده که در آن وال استریت دیگر جلال و جبروت گذشته‌اش را نخواهد داشت!

کار دو موسسه مالی گلدمن ساکس و مرگن استانلی سرمایه‌گذاری است: آنـها با اوراق اعتباری بازی می‌کنند، حجم‌های عظیمی پول را در چشم‌به‌هم‌زدنی از این‌جا به آن‌جا منتقل می‌کنند، شرکت‌های بزرگ را می‌خرند، از چند شرکت یک شرکت و از یک شرکت چند شرکت می‌سازند. آن‌ها در جهان بورس خدایی می‌کنند و هیچ کنترلی بر آن‌ها اعمال نمی‌شود. اما گویا دوران خدایی‌شان به سر آمده است! پذیرفته‌اند که زیر کنترل بانک مرکزی آمریکا قرار گیرند! انگیزه‌ی روشنی دارند که با قانون مطلق بورس‌بازی می‌خواند: سود بیشتر. آن‌ها در بحران مالی اخیر ضرر کرده‌اند و حال که دولت آمریکا می‌خواهد با پول مالیات‌دهندگان آمریکایی به کمک موسسه‌های مالی ورشکسته و زیان‌دیده بشتابد، آن‌ها فکر کرده‌اند که بایستی از این کمک نصیب برند! دست‌شان را به سوی دولت دراز کرده‌اند و کسانی که همواره می‌گفته‌اند دولت حق اعمال نقش هدایت‌گر در اقتصاد ندارد و بایستی از هر گونه دخالت و کنترلی بپرهیزد، به ناگهان طرف‌دار دخالت دولت شده‌اند!

در کل پنج موسسه‌ی مالی آمریکایی به عنوان غول‌های آزاد سرمایه‌گذاری به رسمیت شناخته شده بودند. سه تای‌شان پیشتر از میدان خارج شده بودند و اینک دو تای دیگر تسلیم سرنوشت شده‌اند! وزارت دارایی آمریکا در حال مذاکره با کنگره برای به تصویب رساندن تخصیص ۷۰۰ میلیارد دلار به برنامه‌ی نجات بورس است. اگر این بودجه را به حجم عظیمی پول که تا کنون صرف خرید شرکت‌های ورشکسته توسط دولت یا دادن اعتبارهای تضمینی به آن‌ها شده است، بیفزاییم به رقم نجومی ۱۳۰۰ میلیارد (۳ / ۱ بیلیون) دلار می‌رسیم! این پول مالیات‌دهندگان است که به کیسه‌ی بورس‌بازان سرازیر می‌شود!

در این ماجرا دموکرات‌ها و جمهوری‌خواهان همدست‌اند! در گفت‌‌وگوهایی که دولت آمریکا برای ارایه‌ی برنامه‌ای گسترده و به اصطلاح نجات‌بخش در پیش گرفته، بن برننکی (رییس بانک مرکزی ایالات متحده) و نیز سیاست‌مداران بلندپایه‌ی دو حزب جمهوری‌خواه و دمکرات شرکت می‌جویند. در متن این همدستی، باراک اوباما (کاندیدای حزب دموکرات در انتخابات ریاست جمهوری) انتقادهایی را متوجه مقامات واشنگتن کرده است. او در اعلامیه‌ای که ۲۱ سپتامبر منتشر کرد، ضمن این‌که خواهان حل فراحزبی مسئله‌ی بحران مالی شد، از دولت خواست که به فکر مالیات‌دهندگان نیز باشد و برای صاحب‌خانه‌های زیرفشار قرار گرفته هم چاره‌ای بیندیشد.

این صاحب‌خانه‌ها کیانند؟ آنان عمدتن کسانی هستند که به قول ریچارد سنت (Richard Sennet جامعه‌شناس آمریکایی) با باد هوا زندگی می‌کنند. زندگی آن‌ها با کردیت می‌گذرد، از این بانک وام می‌گیرند، تا وام آن بانک دیگر را بپردازند؛ ده‌ها کارت بانکی در جیب دارند و حالا به ناگهان می‌فهمند که آن پول‌های پلاستیکی مفت نمی‌ارزند! و کاش به واقع مفت بودند، حال باید بابت آن‌ها بپردازند، آن هم بهایی سنگین را. در درجه‌ی اول خانه‌ی‌شان را از دست می‌دهند، خانه‌ای که آن را با وام خریده بودند! ریچارد سنت، حال و روز آنان را در مصاحبه‌ای با روزنامه‌ی آلمانی زوددویچه‌تسایتونگ (۲۲ سپتامبر ۲۰۰۸) چنین توصیف می‌کند: «این انسان‌ها فقط کارشان را از دست نمی‌دهند، خانه‌‌ی‌شان هم از دست می‌رود. دیگر نمی‌توانند مثل گذشته مصرف کنند. این امر معنای عمیقی دارد: آمریکایی‌ها خیال می‌کردند که در سرمایه‌داری، فاتح آنان‌اند. اکنون دیگر این اعتماد به نفس رنگ می‌بازد و جای آن را احساس شکست می‌گیرد!»

یوشکا فیشر (وزیر خارجه‌ی سابق آلمان) در مقاله‌ای منتشر شده در وب‌گاه هفته‌نامه‌ی “دی تسایت” (Die Zeit) می‌گوید که ۱۹ سال پیش، هنگامی که دیوار برلین فرو ریخت، آمریکا در جهان یکه‌تاز شد. حال چه وضعی دارد؟ فیشر می‌نویسد: «امروز، نوزده سال بعد، ما شاهد سقوط قدرت آمریکا هستیم. علت این سقوط را می‌توان در ترکیبی جست از تکبر و کوری در میان نقش‌آفرینان کارگزار در ایالات متحده.» فیشر در ادامه یادآوری می‌کند که چگونه بوش و نومحافظه‌کاران آمریکایی گمان می‌بردند که قرن بیست و یک، قرنی آمریکایی است! به نظر فیشر واقعیت جز این است. واقعیت بزرگ این است که چین اینک از آمریکا طلب دارد!

آمریکاییان با کردیت زندگی می‌کنند. دولت آمریکا نیز. به قول فیشر به این وضع نباید خندید: «زیرا ازکارافتادگی ایالات متحده به مثابه موتور جهانی رشد، باعث سقوط اقتصاد جهانی نیز می‌شود. با این کار خطر تنش‌های داخلی و ستیزهای اجتماعی بالا می‌گیرد، چیزی که ممکن است به عرصه‌ی سیاست خارجی نیز تسری یابد!»

لا رپوبلیکا / تاگس‌آنتسایگرز / لا رپبلیک د پیرنه / ال پریودیکو / ال موندو / رویترز
/ لوکزامبورگر ورت / برلینر تسایتونگ / زود‌دویچه ‌تسایتونگ / دی تسایت / خبرگزاری آلمان

زیرنویس:

نوشته‌های دیگر در این مورد
- 18 July: اقتصاد آمریکا تا کجا بحران را تحمل می‌کند؟
- 03 August: خودکشی سیستم سرمایه‌داری از دید یک سرمایه‌دار (Georg Soros)
- 19 September: بی‌اعتمادی و بی‌ثباتی در بحران مالی ایالات متحده

سپتامبر 19, 2008

بی‌اعتمادی و بی‌ثباتی در بحران مالی ایالات متحده

دسته: اقتصاد, سیاست — alihemmati @ 11:32 ب.ظ
Tags: ,

در تابستان سال گذشته نخستین موج بحران مالی دامنه صندوق‌های سهام و سرمایه‌گذاری (موسوم به Hedge-Fond) را گرفت. بانک سرمایه‌گذاری “بیر استرنس” اعلام کرد که چندین میلیارد دلار ضرر کرده است و به هم‌راه آن بانک‌های آلمانی “IKB” و سپس بانک فدرال “ساکسن ال بی” که در بازارهای مالی آمریکا سرمایه‌گذاری کرده بودند نیز با بحران مالی سختی روبه‌رو شدند که از طریق کمک‌های دولتی از این بحران نجات یافتند! در موج دوم، گروه‌های مالی بزرگی چون “سیتی گروپ” و “مریل لینچ” خبر از میلیاردها دلار ضرر در دفاتر مالی خود دادند. در این هنگام بود که راه برای صندوق‌های اعتباری دولت‌های چین، سنگاپور و کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس باز شد و آن‌ها به شریان‌های بانکی آمریکا سرمایه تازه تزریق کردند! در موج سوم این بحران، نخست بانک مرکزی آمریکا با ضمانتی ۲۹ میلیارد دلاری بانک سرمایه‌گذاری “بیر استرنس” را از خطر ورشکسته‌گی رهانید و سپس این بانک توسط گروه مالی “چی پی مورگان” با بهایی بسیار نازل خریداری شد. در همین حال ترس از رکود اقتصادی در اروپا و آمریکا بالا گرفت! این ترس با ورشکسته‌گی بزرگ‌ترین صندوق‌های اعتبارات مسکن در آمریکا، یعنی “فردی مک” و “فانی مای” به اوج خود رسید. دولت آمریکا برای برقراری ثبات در بازارهای اعتبارات مسکن مجبور به دولتی‌کردن این دو موسسه شد! دولت آمریکا اما در آغاز موج چهارم در مورد موسسه مالی “له‌مان برادرز” که بیش از ۱۲۰ سال سابقه دارد کمکی نکرد و ورشکسته‌گی آن همه بازارهای مالی و سهام را شوکه کرد، اما هم‌زمان با تزریق بیش از ۷۰ میلیارد دلار بزرگ‌‌ترین شرکت بیمه‌ای این کشور موسوم به AIG که با ۶۰ درصد افت ارزش سهام در آستانه ورشکسته‌گی قرار گرفته بود را نجات داد و کنترل آن را به‌دست گرفت! با این حال ۱۹ سپتامبر شش بانک مرکزی در تصمیمی هماهنگ مبلغ ۲۵۰ میلیارد دلار وام در اختیار بازارهای مالی قرار دادند! با این اقدام از روند نزولی شاخص‌های بازار سهام در کشورهای مهم صنعتی به‌طور موقت کاسته شد. در موج چهارم که تازه آغاز شده، سیاست پول ارزان و تزریق نقدینگی “گرین اسپان” (رییس سابق بانک مرکزی آمریکا) به طور کلی به پایان رسید. در دوران او بانک مرکزی آمریکا بارها بهای بهره راه‌بردی را کاهش داد. افزایش تقاضا برای پول در بازارهای بین‌المللی منجر به افزایش بیش از پیش بهای بهره خواهد شد.

این بحران، که هنوز نتیجه نهایی آن معلوم نیست، در کوتاه مدت، هژمونی آنگلو- ساکسن را در بازارهای مالی شکسته است. دلارهای نفتی و ذخیره ارزی چین با پشتوانه ۵ /۱ تریلیون دلار از هنگام بروز موج دوم بحران در بازارهای مالی آمریکا حضور یافته‌اند. یکی دیگر از پیامدهای این بحران، فرمات جدید بازارهای مالی است. “جی پی مورگان”، “بیر استرنز” را می‌خرد، آلیانس آلمان، درسدنر بانک را با یازده میلیادر یورو ضرر به مبلغ ۹ میلیارد یورو به “کومرتس بانک” می‌فروشد و در انگلیس، “لویدز” ظرف ۴۸ ساعت “هالیفاس بانک” اسکاتلند را که سهام آن ۷۰ درصد تنزل کرده بود به میزان نازل ۵ /۱۵ میلیارد دلار به‌دست می‌گیرد. کنسرن مالی‌ای که از دل آن بوجود می‌آید، یک چهارم همه حساب‌های جاری و یک سوم همه وام‌ها ی مسکن را در اختیار خود دارد. هم‌زمان در آمریکا نیز اعلام شد که بانک سرمایه گذاری “مورگان استنلی” (دومین بانک بزرگ آمریکا) با مشکلاتی جدی روبروست و مذاکره در زمینه ادغام آن در کنسرن مالی Wachovia در جریان است.

دفاتر مرکزی „فردی مک“ و „فانی مای“

فردی مک (Freddie Mac) و فانی می (Fannie Mae)

فردی مک (Freddie Mac) و فانی می (Fannie Mae) همواره به منزله پشتوانه‌ای برای سایر نهادهای مشابه عمل می‌کردند؛ مقدار بدهی آن‌ها به یک و نیم تریلیون (۱۵۰۰ میلیارد) دلار رسیده بود
که دولت آمریکا کنترل آن‌ها را به‌دست گرفت. کاخ سفید با ملی کردن دو بانک اصلی این کشور در صدد مدیریت بحران مالی برآمده است. در گوشه‌ای از تفسیر ۹ سپتامبر روزنامه‌ی دانمارکی “برلینگسکه تیدنه” پیرامون ملی کردن دو بانک مهم در آمریکا آمده بود: «تصمیم دولت آمریکا مبنی بر ملی کردن دو بانک اصلی رهنی (فانی می و فردی مک) بیان‌گر آن است که بحران بازار مستغلات در این کشور بسیار گسترده است. انتقادی که به هنری پاولسون (وزیر مالی آمریکا) در این میان وارد است، تاخیر در دولتی کردن این دو بانک می‌باشد. وزیر مالی آمریکا با پرداخت پول به این دو بانک، به سهام‌داران و مدیران بانک این فرصت را داد که بخشی از سودهایی را نصیب خود کنند که از سیاست‌های نامسوولانه در عرصه‌ی وامدهی به دست آمده بودند. نجات سهام‌داران خصوصی و مدیران برجسته نباید از طریق پول مالیات‌دهندگان باشد.» در گزارش روزنامه‌ی ‌انگلیسی تایمز درباره‌ی نتایج ملی کردن دو بانک آمریکایی آمده بود: «نجات دو بانک فانی می و فردی مک به لحاظ عملی و به لحاظ فلسفه‌ی بانک‌داری بدون ریسک و خطر نیست. این اقدام به عنوان یک پیام، این خطر بزرگ را در بر دارد که کردار و رفتار اشتباه نه تنها مجازاتی را به‌دنبال نخواهد آورد، بل‌که پاداشی را نیز سبب خواهد شد. در چشم‌انداز طولانی، آینده‌ی این دو بانک ناروشن و نقش دولت نیز در بازار مستغلات نامطمین خواهد بود. نیازهای سیستم مالی و رشد اقتصادی برای دولت آمریکا در این اقدام از اولویت برخوردار بوده‌اند.» به گزارش روزنامه‌ی آلمانی فاینانشال تایمز دویچلند «دولت آمریکا از کانال‌های مختلف به این دو بانک متضرر پول تزریق می‌کند. این دو بانک تقریبن ضامن نیمی از بانک‌های مسکن و زمین در آمریکا هستند. مجموع کمک‌های مالی به این دو بانک بالغ بر ۲۰۰ میلیارد دلار تخمین زده می‌شود.»

یکی از شعبه‌های

برادران لمن (Lehman Brothers) و مریل لینچ (Marrill Lynch)

در ادامه، بحران بانک‌ها به گونه‌ای دراماتیک تشدید شد. برادران لمن (Lehman Brothers) چهارمین بانک بزرگ آمریکایی برای سرمایه‌گذاری، بامداد دوشنبه (۱۵ سپتامبر) ورشکسته‌گی اعلام کرد! “بانک آمریکا” نیز مریل لینچ (Marrill Lynch) سومین بانک بزرگ سرمایه‌گذاری در آمریکا را در خود ادغام ساخت. اعتماد به ثبات بانک‌های بزرگ آمریکایی برباد رفته است! بانک برادران لمن (چهارمین بانک بزرگ آمریکایی برای سرمایه‌گذاری) که سنت درازمدتی دارد و ۱۵۸ سال پیش توسط مهاجران آلمانی بنیادگذاری شد، فصل به فصل میلیاردها دلار ضرر کرد. آخرین ضرر این بانک که رکورد محسوب می‌شد، در دومین سه ماهه‌ی امسال و بالغ بر چهار میلیارد دلار بود. تلاش‌های شتاب‌زده برای جذب سرمایه‌های تازه بیهوده بود. برای مدیریت این بانک (که یکی از نیرومندترین و پرافتخارترین بانک‌های آمریکایی بود) هیچ راه دیگری جز اعلام ورشکسته‌گی باقی نماند. مریل لینچ (سومین بانک بزرگ سرمایه‌گذاری در آمریکا) به ساحل نجات رسید. “بانک آمریکا” مسوولیت این بانک را برعهده گرفت.

دوشنبه (۱۵ سپتامبر) به نام “دوشنبه سیاه” درتاریخ مالی و بانکی دنیا ثبت شد. در این روز شاخص دوجونز آمریکا در پایان معاملات (به وقت محلی)، به پایین‌ترین حد خود، پس از حمله‌های تروریستی ۱۱ سپتامبر رسید، شرکت بیمه‌ای AIG (بزرگ‌ترین شرکت بیمه‌ای ایالات متحده) با ۶۰ درصد افت ارزش سهام در آستانه ورشکسته‌گی قرار گرفت و سپس (در روز سه‌شنبه) “لی‌مان برادرز” (یکی از قدیمی‌ترین موسسات مالی ایالات متحده) اعلام ورشکسته‌گی کرد.

البته بحران تازه تنها در درون مرزهای ایالات متحده باقی نماند و طبق معمول بازارهای بین‌المللی را هم در نوردید. در پی ورشکسته‌گی بانک برادران لمن (Lehman Brothers) بازارهای بورس در سراسر جهان، در طی روز‌های گذشته دست‌خوش نوسان‌های شدیدی شده بودند. در روزهای آغازین هفته جاری ارزش سهام بانک‌های فرانسوی در اروپا سقوط کردند و بانک مرکزی ژاپن در آن سوی دنیا مجبور شد بیش از ۱۳ میلیارد یورو به بازار خود تزریق کند تا این بازارها را آرام کند. آکسل وبر (رییس بانک مرکزی آلمان) اعلام کرد که دلیلی برای نگرانی از آثار منفی بحران مالی آمریکا در این کشور وجود ندارد. او گفت که «نشانی از ناآرامی در بازار دیده نمی‌شود» . البته دولت ائتلافی آلمان در عین حال ۱۶ سپتامبر اعلام کرد که در حال آماده‌سازی برنامه‌ای برای کنترل بازارهای مالی است. اوتو برنهارت (رییس کارگروه مالی دولت ائتلافی آلمان) اعلام کرد که به نظر حزب او بخش خصوصی به تنهایی از پس مهار بحران برنمی‌آید. به گفته برنهارت فراکسیون او در مجلس، در پاییز آینده طرحی را برای “افزایش نظارت‌ها” ارایه خواهد داد. گرهارد شیک (از سیاست‌مداران اقتصادی سبزها در آلمان) هم بر این عقیده است که بازار نشان داده که قابلیت خودتنظیمی ندارد و نباید آن را به حال خود رها کرد! به اعتقاد وی باید یک سیستم نظارت مالی در کل قاره اروپا به راه بیفتد که در مواقع بحران به سرعت از خود واکنش نشان دهد. علاوه بر آن لازم است که دادوستد اوراق بهادار هم به‌صورت شفاف و در بازارهای عمومی صورت گیرد نه در بازار سیاه.

دولت آمریکا می‌کوشد بانک‌های بحران‌زده را از چنگ وام‌های سنگین برهاند تا به این وسیله با نوسان‌ها و ناآرامی‌های حاکم بر بورس‌ها مقابله کند. بروکلی مک‌لوکلین (سخن‌گوی وزارت خارجه آمریکا) در این ارتباط اظهار داشت که مقامات مسوول برای رفع بحران، تمامی گزینه‌ها را مورد بررسی قرار خواهند داد. این امر از جمله اقدامات قانونی و مصوبات دولتی را در بر خواهد گرفت. بنابر اظهارات برننکی، بحران مالی کنونی باید از طریق هم‌کاری با کنگره آمریکا رفع گردد و چرخه اقتصاد آمریکا دوباره به گردش افتد. به عقیده هنری پلسون (وزیر دارایی آمریکا) باید بیش از همه با دو چیز مقابله کرد: یکی خطراتی که از کم و کیف نظام موجود سرچشمه می‌گیرند و دیگری استرس حاکم بر بازار‌های سرمایه. از سوی دیگر سقوط اخیر سهام در بازار نیویورک، دادستانی این ایالت را بر آن داشته، تحقیقاتی در ارتباط با سوداگری‌های تقلب‌آمیز در بازار بورس آغاز کند. اعلام ارایه‌ی این برنامه‌ها از سوی دولت آمریکا بر بورس‌ها تاثیری مثبت داشت، بازار بورس نیویورک (وال استریت)، روز ۱۸ سپتامبر شاهد تحرکی مثبت بود. شاخص سهام آمریکا (داو جونز) در پایان بازار روز، سه و نیم درصد افزایش یافت. شاخص سهام در بازار بورس توکیو روز ۱۹ سپتامبر شاهد صعودی سه درصدی بود. افزایش شاخص سود سهام در بازارهای بورس سنگاپور و هنگ‌کنگ به ترتیب چهار درصد و هفت درصد افزایش پید کردند.

بانک IKB هم زیرمجموعه KfW بود که با ورشکستگی خود میلیاردها یورو به این بانک خسارت وارد کرد

بانک IKB که با ورشکسته‌گی خود
میلیاردها یورو به KfW خسارت وارد کرد

روز ۱۷ سپتامبر اعلام شد که بانک KfW آلمان مبلغ ۳۰۰ میلیون یورو به حساب بانک آمریکایی “لی‌مان برادرز” واریز کرده است. وزارت دارایی آلمان، رسوایی به‌وجود آمده را یک «اشتباه فنی» خوانده که «سهوا» اتفاق افتاده و خواسته تا هرچه سریع‌تر جزئیات آن روشن شود. بانک IKB آلمان (که در جریان بحران مالی آمریکا ورشکست شد) نیز از زیرمجموعه‌های KfW بود و این بانک را متحمل میلیاردها یورو زیان کرد. هییت مدیره KfW قصد دارد بانک IKB را به موسسه سرمایه‌گذاری Lone Star آمریکا بفروشد. اقتصاددانان مجلس و دولت آلمان روز چهارشنبه خواستار پاسخ این بانک در مورد اشتباه صورت‌گرفته شدند. تا کنون این طور به نظر می‌رسد که بانک آلمانی۳۰۰ میلیون یورو را از دست داده باشد. به اعتقاد کارشناسان، این بانک می‌توانسته انتقال پول را در جریان واریز متوقف کند. البته مقام‌های KfW می‌گویند که تمام تلاش خود را برای بازگرداندن پول به کار بسته‌اند؛ تلاشی که موفقیت‌آمیز نبوده است. اکنون این بانک سعی می‌کند نیمی از پول را از طریق دارایی‌های بانک لی‌مان برادرز زنده کند. البته بانک KfW آلمان از نظر حقوقی و فنی تحت نظارت وزارت دارایی این کشور است که برخی نمایندگان مجلس قصد دارند آن را مانند بانک‌های خصوصی تحت پوشش BAfin در بیاورند. (Bafin مجموعه‌ای دولتی برای نظارت بر فعالیت‌های بنگاه‌های مالی و بانک‌ها در آلمان است)

در اجلاس سران هشت کشور صنعتی در هالیگن‌دام آلمان (سال ۲۰۰۷) برخی از رهبران، مخالف اعمال هرگونه کنترلی بر بازارهای مالی بودند. اکنون نئو لیبرال‌های محافظه‌کار آمریکا با دست خود موسسات مالی را دولتی می‌کنند. آن‌ها شش ماه پیش با یک اعتبار بزرگ، فروش اضطراری بانک “بیر استیرنز” را به کنسرن مالی “مورگن چیس” ممکن ساختند و سپس توسط دولتی‌کردن بانک “فانی می” و “فردی مک” پشتوانه‌ای اعتباری در ابعاد باورنکردنی پنج هزار میلیارد دلار فراهم آوردند. (بدهی بانک برادران لمن ۶۱۳ میلیارد دلار بود) شاید دولت آمریکا به مرزهای توان کارآیی مالی خود رسیده باشد. در روز هفتم ماه فوریه سال ۲۰۰۷ میلادی بانک انگلیسی “چ اس بی سی” اعلام داشت که به خاطر ریسک بالایی که در بازار مسکن آمریکا وجود دارد، نیاز به افزایش ذخیره مالی خود دارد. در آن زمان کسی نمی‌دانست که این موضوع سرآغاز بحران مالی خواهد بود که با هر موج آن بخشی از الیگارشی مالی آمریکا فرو می‌ریزد و هم‌زمان الیگارشی دیگری از دل ویرانه‌های آن با فرمات جدیدی بیرون می‌آید.

محمود صالحی / فرانکفورتر آلگماینه / Karl Zawadzky
خبرگزاری فرانسه / برلینگسکه تیدنه / تایمز / فاینانشال تایمز / رادیو دویچه وله

زیرنویس:

نوشته‌های دیگر در این مورد
- 18 July: اقتصاد آمریکا تا کجا بحران را تحمل می‌کند؟
- 03 August: خودکشی سیستم سرمایه‌داری از دید یک سرمایه‌دار (Georg Soros)
- 22 September: کابوس آمریکایی (بحران بازارهای مالی جهان)

سپتامبر 11, 2008

شبیه‌سازی پیدایش کیهان

دسته: مذهب — alihemmati @ 9:26 ب.ظ
Tags: , ,

یکی از بزرگترین و پرهزینه‌ترین آزمایش‌های علمی تاریخ جهان، روز دهم سپتامبر در ژنو آغاز شد. در آن روز مقدمات بزرگ‌ترین و مهم‌ترین آزمایش فیزیکی تاریخ بشر در اروپا فراهم شد. فیزیک‌دانان برجسته جهان با مجهزترین و جدیدترین شتاب‌دهنده دنیا، به کشف “مه‌بانگ” رفتند. این آزمایش استثنایی، که به منظور شناخت فرایند تکوین جهان صورت می‌گیرد، در جایی در مرزهای میان سوییس و فرانسه صورت می‌گیرد. سیستم عظیم دستگاه پیچیده آزمایشگاه در عمق یک‌صدو پنجاه متری زیر زمین و در یک محوطه بیست و هفت کیلومتری قرار گرفته است. این جهش دلاورانه بشر با هم‌کاری حدود ده هزار دانشمند انجام می‌گیرد. این آزمایش در پهنه فیزیک ذرات برای دانش‌مندان فیزیک شاید از فرستادن سوند اطلاعاتی به کره مریخ نیز مهم‌تر به شمار می‌رود. به زبان ساده، چنان‌چه دانش‌مندان از آزمایش نتایج مورد انتظار را بدست آورند، آن‌گاه با تقریب نزدیک به یقین به داده‌های ثانیه‌ها و دقایق اول بیگ بانگ (یا انفجار کهکشانی ازلی) که جهان از نقطه صفر آن آغاز شده موفق شده‌اند.

شتاب‌دهنده Larg Hadron Collidor) LHC) در مرکز تحقیقات ذرات بنیادی اروپا (Cern) از روز چهارشنبه کار خود را آغاز کرد. شتاب‌دهنده‌ای که در طول ۱۴ سال و با صرف هزینه بیش از ۶ میلیارد یورو ساخته شده، قرار است انفجار بزرگ (مه‌بانگ)، معمایی‌ترین اتفاق فیزیکی جهان را شبیه‌سازی کند. در این آزمایش در یک لوله ۲۷ کیلومتری به قطر ۴ متر که ۱۰۰ متر زیر زمین قرار دارد، قرار است دو پروتون با به‌طور تقریبی سرعتی برابر سرعت نور با هم برخورد کنند، تا دانشمندان ببینند جهان ما چگونه به‌وجود آمده است.

فیزیک‌دانان در سده گذشته به نظریه‌ای موسوم به مدل استاندارد ذرات بنیادی رسیده‌اند. این نظریه، ذرات اصلی تشکیل‌دهنده طبیعت، مثل الکترون، فوتون، کوارک و… را طبقه‌بندی کرده و مکانیسم تعامل بین آن‌ها (نیروها) را شرح می‌دهد. در ادامه کار بر روی این نظریه، در سال ۱۹۶۴ ذره‌ای کشف شد که می‌تواند بعضی از خواص بنیادی ذرات مثل جرم را توضیح دهد. این ذره به نام یکی از کاشفان‌اش، پیتر هیگز (Peter Higgs)، فیزیکدان انگلیسی، ذره هیگز نامیده شد. درست است که دانشمندان از آن زمان تا کنون محاسبات خود را بر اساس تئوری هیگز انجام می‌دهند، اما هیچ آزمایشی انجام نشده که این نظریه را به‌صورت تجربی اثبات کند.

برای تجربه کردن این کنش و واکنش‌ها از دستگاه‌های شتاب‌دهنده استفاده می‌شود. دانشمندان با استفاده از شتاب‌دهنده‌ها، ذرات را در میدان الکترومغناطیسی شتاب می‌دهند و پس از برخورد آن‌ها به هم، نتایج به‌دست آمده را در قالب محاسبات پیچیده رایانه‌ای، که ممکن است ماه‌ها طول بکشد، بررسی می‌کنند. اکنون فیزیک‌دانان امیدوارند که با بزرگ‌ترین شتاب‌دهنده جهان در مرکز تحقیقات ذرات بنیادی اروپا، شرایط به‌وجود آمدن کیهان (البته در مقاس کوچک‌تر) را شبیه‌سازی کنند. آزمایشی که انتظار می‌رود به پرسش‌های بسیاری پاسخ دهد، پرسش‌هایی مانند این‌که جرم ذرات از کجا می‌آید؟ چرا ما تنها ۵ درصد از ماده را، آن هم نصف‌ونیمه، می‌شناسیم؟ چرا ۲۵ درصد دیگر را ماده سیاه می‌نامیم؟ تکلیف ۷۰ درصد باقی‌مانده چیست که ما آن‌را انرژی سیاه می‌نامیم؟ ماده با ضدماده چه فرقی دارد؟ آیا جهان ما ابعاد دیگری، به‌جز بُعدی که ما می‌بینیم هم دارد؟ شاید حتا بتوان با استفاده از LHC، درستی یا نادرستی تئوری اَبَر قرینه (Supersymmetrie) را تایید کرد. (بر اساس این تئوری، هر ذره‌ای در جهان یک جفت دارد.)

هم‌زمان با آغاز به کار شتاب‌دهنده مرکز تحقیقات ذرات بنیادی اروپا، شایعاتی در اینترنت پخش شده که ادعا می‌کنند پس از این آزمایش، احتمال تشکیل حفره‌های سیاه وجود دارد. حفره‌های سیاهی که به مرور زمان، کره زمین را خواهند بلعید. حتا دانشمندان این پروژه تهدید به مرگ شده‌اند! خوانندگان هم شکایت می‌کنند که چرا دولت‌ها واکنشی به این آزمایش نشان نمی‌دهند؟ حفره‌های سیاه اجرام آسمانی‌ای هستند که جرم آن‌ها نسبت به اندازه‌شان بسیار زیاد است. این حفره‌ها دارای قدرت جاذبه بسیار زیادی هستند، طوری‌که نور هم نمی‌تواند از آن‌ها بگریزد.

یک فیزیک‌دان آلمانی بر این عقیده است که تشکیل حفره‌های سیاه پس از آزمایش LHC همان اندازه امکان‌پذیر است که فشردن زمین به اندازه یک هسته گیلاس! او این اتفاق را غیر ممکن می‌داند! هورست اشتوکر، دانشمندان آلمانی دیگری است که انتظار دارد پس از آزمایش LHC حفره‌های سیاه تشکیل شوند. نگرانی اشتوکر اما تشکیل حفره‌های سیاه نیست. او به تابش‌های بسیار زیادی اشاره می‌کند که میلیون‌ها سال است زمین و ماه را با انرژی بسیار بمباران می‌کنند. بنابراین هیچ خطری برای زمین وجود ندارد. نگرانی اشتوکر از این است که تابش ذرات از دستگاه خارج شوند که در نتیجه آن میلیاردها یورو به هدر خواهد رفت.

یکی از طرف‌داران انجام آزمایش LHC از زاویه دیگری به موضوع پرداخته است. او با طرح چند سووال به دفاع از این پروژه می‌پردازد: چه کسی می‌داند که اینترنت (به آن شکلی که ما امروز می‌شناسیم) در همین مرکز Cern اروپا طراحی شده است؟! چه کسی می‌داند که محققان مرکز تحقیقات ذرات بنیادین اروپا چندین سال است که در زمینه‌های پزشکی موفقیت‌های بیشماری به‌دست آورده‌اند؟! وی ادامه می‌دهد که شتاب‌دهنده‌ای که اکنون کار خود را در Cern آغاز می‌کند، نه تنها می‌تواند مه‌بانگ را شبیه‌سازی کند، بل‌که پاسخ بسیاری از پرسش‌های بشر را هم پاسخ دهد!

در رسانه‌ها (تفسیرهای روز ۱۰ سپتامبر)

البته سفر انسان به انفجار بیگ‌بنگ راه بسیار طولانی‌ای است که شاید سال‌ها به طول بیانجامد. این آزمایش استثنایی، توجه بسیاری از روزنامه های ۱۰ سپتامبر آلمان را به خود جلب کرد. روزنامه ”فرانکفورتر آلگماینه“ درباره بزرگ‌ترین آزمایش علمی جهان در ژنو می‌نویسد: «در روز چهارشنبه (۱۰ سپتامبر) برای نخستین بار هسته اتم هیدروژن در یک تونل شتاب‌دهنده زیرزمینی به حرکت در خواهد آمد. فیزیک‌دانان هسته‌ای در سراسر جهان بی‌صبرانه در انتظار چنین لحظه‌ای هستند. در صورت موفقیت در این آزمایش، در سال جاری تصادم ذرات پرتون نخست به گونه‌ای آرام و سپس با شدت تمام فراهم خواهد شد. هدف از این آزمایشات بازآفرینی فرآیندی است که زمان بسیار کوتاهی (یک بیلیون‌ام ثانیه) پس از مهبانگ (آغاز پیدایش کیهان) را در ۱۳،۷ میلیارد سال پیش به نمایش می‌گذارد. در این آزمایشات حدود ده هزاردانشمند از شصت کشور جهان شرکت دارند. تاکنون دستگاه‌های شتاب دهنده تا این حد به لحظه آغاز جهان نزدیک نبوده‌اند.»

روزنامه ”فرانکفورتر روندشاو“ در تفسیر خود پیرامون مهبانگ در اروپا می‌نویسد: «دو روح در وجود انسان خانه کرده‌اند. از یک‌سو آدمی خواهان پشت سر نهادن مرزها و کاوش سرزمین‌های ناشناخته است، حتا اگر بازگشتی از آن متصور نباشد، و از سوی دیگر از امور ناشناخته، نامعین و خطرناک در هراس است. این دو قطب در وجود بشر سبب شده‌اند که آدمی هم‌زمان به عنوان موفق‌ترین و مخرب‌ترین موجود بر روی کره خاکی سر برآورد. از روز چهارشنبه (۱۰ سپتامبر) با کمک تونل شتاب‌دهنده به ذرات اتمی در ژنو انسان باردیگر دست خود به سوی سرزمین ناشناخته‌ای دراز می‌کند. این سفر آزمایشی به آغاز جهان یا به اصطلاح به مهبانگ است. در حالی‌که ذرات هسته‌ای با نام‌هایی عجیب و غریب در این آزمایش (نظیر: هیگ، گلون و هادرون) فیزیک‌دانان را به هیجان می‌آورند، هم‌زمان در اینترنت این ترس گسترش می‌یابد که احتمالن این تونل شتاب‌دهنده سبب ایجاد حفره‌های سیاه (سیاهچاله) در اطراف زمین خواهد شد. ظاهرن این حفره‌ها سبب بلعیدن زمین می‌شوند. در زمانی‌که زندگی انسان‌های بی‌شماری سرعت بیشتری به خود گرفته است، شاید پژوهش‌های پایه‌ای به‌ویژه بدون سودآوری اقتصادی عتیقه به نظر آیند، اما نگاهی به گذشته عکس این مطلب را نشان می‌دهد! نظریه‌های بزرگ (همانند فیزیک کوانتم از ماکس پلانک و تئوری نسبیت آلبرت اینشتین) نیز پس از ۱۰۰ سال سبب تحول در جهان مدرن شدند. بدین خاطر امروزه این موضوعی پر اهمیت است، که سیاست‌مداران و دانشمندان نظرات و ایده‌های جدید را قربانی سودهای کوتاه مدت نکرده و در این زمینه از خود شجاعت نشان دهند!»

روزنامه ”تاگس تسایتونگ“ درباره آزمایش تاریخی در ژنو پیرامون شناخت بیشتر از ذرات تشکیل دهنده جهان می‌نویسد: «دانشمندان در ۱۰۰ متری زیرزمین برای نخستین بار ذرات اتمی را در دستگاه شتاب دهنده‌ای (Larg Hadron Collider) در مرکز پژوهش‌های هسته‌ای (Cern) در ژنو به حرکت خواهند انداخت. این مرکز که ساخت آن ۱۴ سال طول کشیده است، تاکنون بیش از ۶ میلیارد یورو هزینه در بر داشته است. در یک تونل ۲۷ کیلومتری که خلا در آن حاکم است، باید نخست به ذرات پروتون و سپس هسته اتم سرب شتابی با سرعت نور داد و در چهار نقطه مقرر آن‌ها را به تصادم با یک‌دیگر واداشت. در چنین وضعیتی حرارتی بسیار بالایی تولید خواهد شد که همانند لحظات بسیار کوتاهی پس از مهبانگ (آغاز کیهان) خواهد بود.

این تونل در زیر زمین کشورهای سویس و فرانسه قرار دارد و در نوع خود پرقدرت‌ترین شتاب‌دهنده ذرات هسته‌ای در جهان می‌باشد. این آزمایش نیاز به ۱۲۰ مگاوات انرژی الکتریسته دارد که معادل انرژی لازم برای مصرف تمام منازل در ژنو است. بخش بزرگی از انرژی صرف سرد کردن سیستم مغناطیسی این دستگاه خواهد شد. سرمای حاکم در این دستگاه ۲۷۱،۴ درجه سانتی‌گراد زیر صفر می‌باشد. ظاهرن بسیاری از مردم عادی تمایل به نظر فریدریش دورنمت (نویسنده سویسی) دارند. او در نمایشنامه‌ای به نام فیزیک‌دان گفته بود: “مضمون فیزیک مربوط به فیزیک‌دانان است، اما تاثیرات آن شامل تمامی بشر می‌شود.”»

فرانکفورتر آلگماینه / فرانکفورتر روندشاو / تاگس تسایتونگ
تاتس / تاگس‌شاو / خبرگزاری فرانسه / خبرگزاری آلمان

سپتامبر 9, 2008

شوک در حزب سوسیال دمکرات آلمان

فرانک-والتر اشتاین‌مایر (چپ)، وزیر خارجه‌ی آلمان و نامزد سوسیال دمکرات‌ها برای صدراعظمی در انتخابات سپتامبر سال ۲۰۰۹ د رکنار فرانتش مونته فرینگ رهبر جدید �زب

فرانک-والتر اشتاین‌مایر (چپ) درکنار فرانتش مونته فرینگ

قرار بود پلنوم وسیع حزب سوسیال دمکرات (در ۷ سپتامبر) تنها به بحث در باره‌ی شعارها و طرح‌های این حزب برای انتخابات پارلمانی سال آینده بپردازد. اما تصمیمات از دستور کار فراتر رفت و به تغییر و تحولاتی غیرمنتظره در رهبری حزب انجامید. کورت بک (رهبر سوسیال دمکرات) با اعلام استعفای خود، محل اجلاس را ترک کرد. جای او را فرانتس مونته‌فرینگ (رهبر سابق حزب) خواهد گرفت. احتمال معرفی فرانک-والتر اشتاین‌مایر (معاون حزب و وزیر خارجه‌ی آلمان) به عنوان نامزد سوسیال‌دمکرات‌ها برای صدراعظمی آلمان از مدتی پیش بر سر زبان‌ها بود. گويا یک روز قبل از پلنوم، رهبر حزب و سه معاون او جلسه‌ای پربحث و جدلی برگزار کرده بودند. گفته می‌شود که استعفای کورت بک از رهبری حزب، به ناخشنودی وی از رویکرد اشتاین‌مایر برای به کرسی نشاندن خود به عنوان نامزد صدراعظمی در انتخابات سال آینده مربوط است. در ماه‌های اخیر نظرسنجی‌ها از محبوبیت بیشتر اشتاین‌مایر در نزد افکار عمومی آلمان خبر می‌دادند. این امر باعث شده بود که بک نیز به سود او از نامزدی خود برای صدراعظمی صرف‌نظر کند، با این توافق که موضوع تا اطلاع تا ثانوی به عرصه‌ی رسانه‌ها کشانده نشود. کورت بک در توضیحی که در باره‌ی استعفای خود منتشر کرد، از اشاعه‌ی هدف‌مند اطلاعات نادرستی سخن گفت که رسانه‌ها بر مبنای آن از روند تصمیم‌گیری او در باره‌ی تعیین نامزد صدراعظمی برای انتخابات سال آینده، تصویری مخدوش ارايه دادند. به نظر او این اقدام با هدف محدودکردن قدرت اختیار و تصمیم‌گیری وی در رهبری حزب سوسیال‌دمکرات صورت گرفته است. رهبر مستعفی سوسیال دمکرات‌ها در توضیحات خود اشاره‌ی روشنی به افراد پشت ماجرا نکرده است، اما برخى از رسانه‌های آلمان از تلاش اشتاین مایر و بخشی از رهبری حزب برای برکناری او و نشاندن فرانتس مونته‌فرینگ به جایش خبر داده‌اند. برخی از نشریات آلمان (مانند روزنامه‌ی پرتیراژ زود دویچه سایتونگ) این جابه‌جایی را نوعی کودتا توصیف کرده‌اند. این که تعویض رهبری در حزب سوسیال دمکرات در جلوگیری از کاهش محبوبیت این حزب یا حل بحران برنامه‌ای و سیاسی آن چه اثری خواهد داشت، پرسشی است که از سوی صاحب‌نظران پاسخ‌ یک‌سانی به آن داده نمی‌شود.

اینک این سوال مطرح است که رهبری جدید حزب سوسیال ‌دمکرات در برابر رقیب تازه‌اش در جناح چپ (تشکل موسوم به “حزب چپ”) چه سیاستی در پیش خواهد گرفت. حزب چپ یک سال پیش از اتحاد شماری از اعضای جداشده ازسوسیال‌دمکرات‌ها و حزب سوسیالیسم دمکراتیک به وجود آمد. حزب سوسیالیسم دمکراتیک میراث‌دار حزب کمونیست حاکم بر آلمان شرقی سابق بود. رهبری حزب چپ در حال حاضر در دست اسکار لافونتن است که در ابتدای صدرات گرهارد شرودر بر آلمان، ریاست سوسیال دمکرات‌ها را به عهده داشت، اما كمي بعد، به‌خاطر اختلاف با شرودر از این مقام کناره گرفت وسال پیش به جمع بنیان‌گذارن حزب چپ پیوست.

گرچه در درون حزب سوسیال دمکرات، تا کنون هر گونه همکاری با حزب چپ در بخش غرب آلمان نفی می‌شده است، اما اینک فراکسیون حزب چپ در یکی از ایالات غرب آلمان (هسن) نیز، اعلام آمادگی کرده که بدون مطالبه‌ی سهم در دولت ایالتی، با رای خود از تشکیل چنین دولتی مرکب از سوسیال دمکرات‌ها و سبزها حمایت کند. در ماه‌های اخیر در حزب سوسیال دمکرات در باره‌ی قبول یا عدم قبول چنین حمایتی بحث‌های گسترده‌ای در جریان بوده است. جناح‌های راست و میانی حزب کم و بیش بر عدم هر گونه هم‌کاری با حزب چپ چه در ایالات غرب آلمان و چه در سطح فدرال مخالفند، این در حالی است که جناح چپ حزب از این همکاری استقبال می‌کند. اینک انتظار می‌رود که رهبری جدید حزب سوسیال دمکرات در باره‌ی یک سیاست جامع در قبال حزب چپ نیز به اعلام موضع بپردازد، به ویژه که حزب چپ علاوه بر شرق آلمان، در برخی دیگر از ایالات غرب این کشور نیز در حال گسترش نفوذ و پایگاه خود است و از این رو سیاست عدم هم‌کاری با آن شاید با دشواری‌های بیشتری روبه‌رو شود.

آنگلا مرکل (صدراعظم آلمان که که حزب دمکرات مسیحی او با حزب سوسیال دمکرات ائتلاف حاکم بر آلمان را تشکیل داده است) از نامزدی اشتاین مایر برای نامزدی صدراعظمی استقبال کرد. او در عین حال برخورد سوسیال دمکرات‌ها با رهبر سابق‌شان (کورت بک) را غیرمحترمانه خواند و آن را نشانه دیگری از بحران و چند دستگی در این حزب توصیف نمود. مرکل در انتخابات سال آینده هم‌چنان نامزد صدراعظمی آلمان خواهد بود و با اشتاین مایر که اینک وزیر خارجه‌ی کابینه‌ی اوست بر سر احراز این مقام به رقابت خواهد پرداخت.

خانم رناته کوناست (رئیس فراکسیون سبزها در پارلمان سراسری آلمان) معرفی اشتاین مایر به عنوان نامزد صدراعظمی آلمان را پایانی بر بحث بی‌انتهای برگماری‌ها و گزینش‌ها در حزب سوسیال دمکرات‌ها دانست و آن را مقدمه‌ای برای ممانعت از قدرت‌گیری دمکرات مسیحی‌ها و لیبرال‌های آزاد در انتخابات سال آتی توصیف نمود. او در عین حال گفت که میان اعلام نامزدی تا کسب مقام صدراعظمی راه درازی است و این موفقیت را سوسیال دمکرات‌ها تنها با رای سبزها به دست خواهند آورد.

استعفای کورت بک و گزینش فرانتس مونته‌فرینگ به جای او از سوی محافل اقتصادی و کارفرمایی آلمان نیز با استقبال مواجه شده است. دیرک مارتین (ريیس اتحادیه‌ی کارفرمایان جوان آلمان) رفتن بک را نشانه‌‌ای مثبت دانسته است. به گفته‌ی وی، او چهره‌ی امیدبخشی برای ادامه‌ی اصلاحات اقتصادی و اجتماعی در آلمان نبود و چه خوب که مونته‌فرینگ دوباره در صحنه‌ی سیاسی آلمان نقشی مهم به عهده می‌گیرد.

در رسانه‌ها (تفسيرهاي روز ۸ سپتامبر)

بنا به ارزیابی‌های شبکه‌ی اول تلویزیون آلمان، بحران اخیر در جهت‌گیری‌های سیاسی و برنامه‌ای حزب سوسیال دمکرات، از دست‌دادن مستمر عضو، و نیز کاهش فاحش و کم‌سابقه محبوبیت آن در نظرسنجی‌ها، اشتاین‌مایر را در تلاش برای طرح رسمی نامزدی خود برای انتخابات آینده مجلس فدرال، انگیزه و تحرک بخشیده‌اند. فشار و پشتیانی گرهارد شرودر (رهبر سابق سوسیال‌دمکرات‌ها و صدراعظم پییشین آلمان) نیز در این ماجرا بی‌تاثیر نبوده است. شرودر و اشتاین‌مایر از دیرباز رابطه‌ی تتگاتنگی داشته‌اند. در دوران صدارت شرودر، اشتاین‌مایر، ريیس دفتر وی بود.

درباره تغییر در رهبری حزب سوسیال دمکرات آلمان روزنامه ”دالا دمکراتن“ چاپ سوئد می‌نویسد: «حزب سوسیال دمکرات آلمان تاکنون رفتاری ناشیانه در قبال رای دهندگان داشته است و حال نیز با وجود تغییر در رهبری، روحیه‌ای مبارز در این حزب به چشم نمی‌خورد و فضای تیره و تاری بر آن حاکم است. حزب سوسیال دمکرات آلمان چندی است که سیاست کارگری خود را رها کرده و به جای پافشاری بر دولت رفاه در حال از میان برداشتن آن است! این امر اعتماد در حزب را متلاشی کرد و سبب پیروزی حزب دمکرات مسیحی در آخرین انتخابات شد! در شرایط کنونی بسیاری از آلمانی‌ها برای نگاه‌داری دولت رفاه امید خود را به حزب چپ بسته‌اند. بخشی از حزب سوسیال دمکرات خواهان پیشبرد سیاست کنونی است. اما این سیاستی خطرناک و غیر عملی خواهد بود. رهبری جدید حزب مسوولیت سنگینی را در قبال مردم بر دوش گرفته است، گرچه مسوولیت اصلی بر دوش تمام حزب می‌باشد. حزب سوسیال دمکرات باید به خواست راي دهندگان گوش بسپارد و به مواضع مختلف درون حزبی نیز احترام بگذارد. دیوار طبقاتی آلمان را به دو بخش غنی و فقیر تقسیم کرده است! این دیوار باید به‌دست سوسیال دمکرات‌ها در آلمان برچیده شود!»

به‌دنبال معرفی فرانک- والتر اشتاین مایر (وزیر امورخارجه کنونی آلمان) به عنوان نامزد حزب سوسیال دمکرات در انتخابات آتی این کشور و درباره شانس موفقیت وی روزنامه ”تاگس اشپیگل“ می‌نویسد: «خط ومشی فرانک والتر اشتاین مایر چیست؟ او فردی درست‌کار و خوش‌فکر است. اشتاین مایر اگر بخواهد می‌تواند موفق نیز باشد. اما با این وجود، او سیاستی مشخص و یا مدلی معین و روشن بر طبق نظرات سوسیال دمکراسی برای جامعه در اختیار ندارد. به معنای مثبت او برای تغییر در هر جهتی آماده است. اما به‌طور واقع‌گرایانه، اشتاین مایر به‌عنوان رقیب در مقابل آنگلا مرکل دارای خصوصیاتی مطلوب نیست. به سختی می‌توان میان امور تاکتیکی و اعتقادی نزد آنگلا مرکل تمایز گذاشت. این واقعیت سبب آسوده‌گی خاطر حزب سوسیال دمکرات نیست. یک سال پیش از انتخابات، سوسیال دمکراسی با این پرسش درگیر خواهد بود که چگونه می‌توان به موفقیت رسید. این حزب دیروز در نشست خود پاسخی برای این پرسش در کنار دریاچه شویلو نیافت.»

درباره تکالیف رهبری جدید حزب سوسیال دمکرات آلمان، روزنامه آلمانی ”برلینر تسایتونگ“ می‌نویسد: «تا انتخابات آتی در آلمان مونته فرینگ و اشتاین مایر با دو مساله سخت و تاحدودي غيرقابل‌حل مواجه‌اند. مونته فرینگ (به عنوان دبیرکل جدید) باید به نحوی اتحاد حزب را تامین کند. بدین منظور او وابسته به هم‌کاری جناح چپ می‌باشد. مونته فرینگ باید حداقل در ماه‌های آینده از نزاع‌های درون حزبی جلوگیری کند. وظیفه سخت‌تر وی تجهیز و سازماندهی بدنه حزب برای انتخابات آتی است. این بخش از حزب به شدت دچار نومیدی است، زیرا نمی‌داند چگونه می‌توان برای حزبی دست به مبارزه زد که در سال‌های گذشته خود سردرگم بوده است. در نگاه نخست وظیفه اشتاین مایر آسان تر به نظر می‌رسد. مونته فرینگ باید بدنه حزبی را دوباره از آن خود کند و اشتاین مایر باید آرای مردم را به‌دست آورد. اشتاین مایر هم‌چنین باید به مردم وضعیت حزب را توضیح دهد، در شرایط کنونی این وظیفه‌ای به غایت دشوار است.»

در عکس، پشت سر کورت بک (نفر جلو) و پتر اشتروک، شعار انقلاب فرانسه (آزادی، برابری، برادری) نوشته شده  است

کورت بک (نفر جلو) و پتر اشتروک
شعار انقلاب فرانسه (آزادی، برابری، برادری)

اسکار لافونتن (رهبر حزب چپ) از تغییر و تحول در رهبری حزب سوسیال دمکرات ابراز ناخشنودی کرد و آن را روز بدی برای کارگران و بازنشستگان آلمان دانست! به گفته‌ی لافوفتن، اشتاین مایر حامی برنامه‌ی موسوم به «منشور ۲۰۱۰» است که از زمان دولت گردهار شرودر به اجرا درآمده و حذف شماری از خدمات اجتماعی شاخص آن است! او مونته فرینگ، رهبر جدید حزب را هم مبتکر و پشتیبان افزایش سن بازنشستگی از ۶۵ به ۶۷ سالگی دانست! به باور رهبر حزب چپ، تصمیمات جدید سوسیال‌ دمکرات‌ها ادامه‌ی سیاست غیراجتماعی‌یی است که باعث شکست حزب در انتخابات‌های اخیر و کاهش اعضای آن شده است!

در درون خود حزب سوسیال دمکرات، چهره‌های سرشناس جناح چپ، به رغم فراخواندن به حفظ یک‌پارچه‌گی حزب، از انتقاد به رفتار و رویکرد برخی از هم‌حزبی‌ها (که به نظر آن‌ها زمینه‌ساز کارزار تبلیغاتی گسترده علیه کورت بک شد) فروگذار نکرده‌اند. از جمله، خانم آندره نالس، یکی از قايم مقام‌های حزب سوسیال دمکرات، بک را به‌خاطر تلاش‌ها و زحماتش برای حزب ستود و از این‌که او کارزار یادشده را به جان خرید و برای مقابله با آن، داوطلبانه و آبرومندانه استعفا داد، قدردانی کرد. هایکو ماس (هم‌فکر دیگر خانم نالس در حزب سوسیال دمکرات) نیز در مورد استعفای بک، کسانی را در درون حزب مقصر دانست کرد که به گفته‌ی وی رویکردی غریب و نامانوس در پیش گرفته بودند و با این کار به اعتبار حزب لطمه زدند. ماس پیش‌بینی کرد که هر رهبر جدید حزب نیز باید در چارچوب مصوبات کنگره‌ی حزب در اکتبر سال پیش تصمیم‌گیری و سیاست‌گذاری کند. کنگره یادشده سال گذشته بنا به خواست کورت بک و جناح چپ حزب، خواهان تعدیل و نیز کاهش شتاب در اجرای برخی از برنامه‌‌های حذف خدمات اجتماعی دولت آلمان شد و اصطلاح سوسیالیسم دمکراتیک را نیز پس از ۶ دهه دوباره به عنوان ایده‌آل حزب وارد برنامه‌ی آن نمود.

کنگره‌ی هامبورگ (۲۶ تا ۲۸ ماه اکتبر سال ۲۰۰۷)

کنگره‌ی “تاریخی” بعد از جنگ حزب سوسیال‌دموکرات آلمان، کنگره‌ی بادگودسبرگ در سال ۱۹۵۹ است. این کنگره از آن رو “تاریخی” نامیده می‌شود، که تحول حزب، از یک جریان سوسیالیستی کارگری به یک حزب توده‌ای را در برنامه‌ی حزبی بازتاب داد. در سال ۱۹۸۹ حزب در کنگره‌ی برلین دارای برنامه‌ی تازه‌ای شد. این برنامه از جنبش‌های زنان و حفظ محیط زیست و دیگر جنبش‌های نوین اجتماعی برآمده در دهه‌های ۱۹۷۰ و ۱۹۸۰ تاثیر پذیرفت. حزب سوسیال‌دموکرات آلمان در کنگره‌ی هامبورگ (۲۶ تا ۲۸ ماه اکتبر سال ۲۰۰۷) دارای برنامه‌ی بنیادی (Grundsatzprogramm) تازه‌ای شد. اما کنگره‌ی هامبورگ را نمی‌توان تاریخی نامید و به آن مقامی هم‌چون کنگره بادگودسبرگ داد.

اهمیت کنگره‌ی هامبورگ در آن بود که نشان داد برخلاف برخی تصورهای رایج، هنوز مفهوم “چپ” «کهنه و دِمـُده و بی‌فایده نشده و از جمله حزب سوسیال‌دموکرات آلمان لازم می‌بیند جایی را در پهنه‌ی سیاسی برای خود متصور شود که به طور سنتی چپ نامیده می‌شود.»

در کنگره‌ی هامبورگ بار دیگر نمایانده شد که شاخص اصلی معرفی “چپ” تاکید بر عدالت اجتماعی است. حزب سوسیال‌دموکرات آلمان بار دیگر خود را به عنوان حزبی تعریف کرد که مسئله‌ی اجتماعی (یعنی نابرابری و تبعیض) را از نظر دور نمی‌دارد. کورت بک در این رابطه در کنگره‌ی هامبرگ چنین گفت: «ما هرگز مجاز نیستیم که امر اجتماعی را هم‌چون چیزی در نظر گیریم که مزاحم و ناخوشایند است.»

برنامه‌ی کار ۲۰۱۰، حزب سوسیال‌دموکرات آلمان را از پایگاه اجتماعی‌اش دور کرده بود. این برنامه‌ی کاری را گرهارد شرودر (صدراعظم پیشین آلمان) طرح کرد و به اجرا گذاشت. شرورد در راس ائتلافی از سوسیال‌دموکرات‌ها و سبزها بود. این ائتلاف جای خود را به ائتلاف بزرگ دو حزب توده‌ای حزب دموکرات مسیحی (که حزب بایری سوسیال‌مسیحی پیوسته‌گی تنگاتنگی به آن دارد) و سوسیال‌دموکرات داد. کنگره‌ هامبورگ برنامه‌ی کاری ۲۰۱۰ را (که کارپایه‌ی حکومت گرهادر شرودر بوده است) کنار نگذاشت، اما در عین حال انتقاد از آن و عدم وفاداری به آن را موجه شمرد. کورت بک در رابطه با بحث کمک بی‌کاری در این مورد پیشقدم بوده است.

شرودر مضمون “برنامه‌ی کاری ۲۰۱۰” را این گونه فشرده کرده بود: «ما می‌خواهیم از خدمات دولتی بکاهیم و کاری کنیم که هر کس خود مسوول امور خویش بوده و یاری‌رسان خود باشد.» منظور روشن بود: نیازمندان به کمک، دیگر نمی‌توانند روی کمک دولتی حساب کنند. بیهوده نبود که تبلیغ برنامه‌ی کاری ۲۰۱۰ چه بسا با این روی‌کرد به بی‌کاران همراه بود: این که تو بی‌کاری، به این برمی‌گردد که آماده نیستی روی پای خود بایستی، مسوول امور خویش شوی و کمتر از کیسه‌ی دولت بخوری! مجریان برنامه‌ی کاری ۲۰۱۰ نخست بر روی بازار کار متمرکز شدند، کمک بی‌کاری و کمک اجتماعی را یکی کردند! و سپس به بیمه‌ی پزشکی و در ادامه به بیمه‌ی بازنشستگی پرداختند! در همه جا آن که کمکی می‌گرفت، تهی‌دست‌تر شد، در امر اشتغال اما هیچ تحولی پدید نیامد! دست کارفرمایان برای اخراج بازتر شد! “برنامه‌ی کاری ۲۰۱۰” مبتکران خود را به زمین زد! عاقبت ماجرا این شده که کورت بک برای این که بتواند خود را سوسیال‌دموکرات بنامد، مجبور شد از برنامه‌ی ابتکاری رهبر سابق حزب، فاصله گیرد.

پیش از شروع کنگره هامبورگ بحثی درگرفت بر سر نظر کورت بک، در مورد لزوم پرداختن طولانی‌تر ردیفی از بیمه بیکاری و مخالفت فرانتس مونته‌فرینگ (که می‌خواهد به مفاد برنامه‌ی کار ۲۰۱۰ وفادار بماند) این بحث پربازتاب به نفع بک پیش رفت. این موضوع باعث شد که تاکید‌کنندگان بر وجه “سوسیال” (اجتماعی) وظایف حزب سوسیال‌دموکراتیک با امید و سرزندهگی به کنگره روند. حتا گرهارد شرودر، مبتکر “برنامه‌ی کار ۲۰۱۰” نیز که در کنگره حضور دارد، خود را پشت سر بک قرار داده است. شرودر گفته است که این “برنامه” «نه هدف، بل‌که تنها یک وسیله است و می‌تواند تغییر یابد.»

سرانجام رئيس �زب سوسیال دموکرات‌ در ایالت هسن، آندرآ اوپسیلانتی، �رفش را به کرسی نشاند و راه ائتلاف �زبش با �زب چپ‌ها را هموار کرد

آندرآ اوپسیلانتی راه ائتلاف حزبش با حزب چپ‌ها را هموار کرد

حزب چپ علت تنش در میان احزاب ائتلافی دولت آلمان شده بود. سووال اين بود كه آيا تشکیل دولتی ائتلافی سوسیال دموکرات و حزب چپ در ایالت هسن، دولت فدرال و ائتلاف را متزلزل می‌کند؟ اما سووال جديد اين است كه با توجه به قدرت گرفتن جناح‌های راست و میانی نسبت به جناح چپ حزب، سياست آينده حزب سوسیال دمکرات درباره حزب چپ و هم چنين مسئله‌ی اجتماعی چه خواهد بود؟ حزب چپ خواهان آنند که یک برنامه‌ی دولتی ایجاد اشتغال برای حداقل ۲۵ هزار نفر در نظر گرفته شود و کلینیک گیسن ـ ماربورگ که چندی پیش خصوصی شد، دوباره زیر نظر دولت اداره شود.

از سوی دیگر ۶۰ نماینده‌ی برجسته‌ی جناح چپ حزب سوسیال دموکرات، در فراخوانی از رهبری حزب خواستند، در رقابت با حزب چپ‌ها، سیاست خود را که “به شکاف هرچه ژرف‌تر بین ثروت و فقر” انجامیده، تغییر دهد و سیاستی به سود برقراری عدالت اجتماعی در پیش‌گیرد! خواست‌های این گروه ۶۰ نفره، تاحدودي از مواضع‌ رسمی حزب سوسیال دموکرات نیز فراتر می‌روند و گاهی حتا در تضاد با آن‌ها قرار می‌گیرند! آنان به عنوان مثال خواهان تغییر سن بازنشستگی از ۶۷ سال به ۶۵ سال و تصویب قانون مالیات بر ثروت و ارث هستند!

تنشی که با نام حزب چپ گره خورده، با انتخابات ایالتی هسن آغاز شد. در این انتخابات، حزب دموکرات مسیحی و کاندیدای اول آن (رولاند کُخ) به سختی شکست خوردند! اما پیروزی حزب سوسیال دموکرات‌ نیز، از نظر درصد کسب آرا در حدی نبود که بتواند با شریک ائتلافی سنتی خود (یعنی حزب سبزها) دولتی متکی بر اکثریت پارلمانی تشکیل دهد! از این‌رو ناگزیر جلب حمایت حزب کوچک سومی در دستور کار قرار گرفت. از آن‌جا که حزب لیبرال‌های آزاد حاضر به همراهی با سوسیال دموکرات‌ها نشدند، ائتلاف با حزب چپ مطرح شد. کورت بک برای کنار گذاشتن رولاند کخ، از ابتدا موافق با همکاری با حزب چپ بود (هرچند که حزبش در مبارزات انتخاباتی ایالت هسن اعلام کرده بود که با حزب چپ هیچ‌گونه همکاری‌ای نخواهد داشت) تلاش‌های اوپسیلانتی برای نزدیک شدن و گفت‌وگو با نمایندگان حزب چپ‌ها نیز همواره با اعتراض و مخالفت جناح‌های مختلف احزاب همراه بود. تا این که نشست تدارکی حزب سوسیال دموکرات‌، در سوم سپتامبر سال گذشته در فرانکفورت، اولین پیش‌شرط‌های همکاری با چپ‌ها را در ایالت هسن به تصویب رساند و به این ترتیب راه آندرآ اوپسیلانتی را برای تکیه زدن به کرسی نخست‌وزیری ایالت هسن گشوده شد.

دالا دمکراتن / تاگس اشپیگل / تاگس‌شاو / فرانکفورتر روند
برلینر تسایتونگ / رویترز / اشپیگل / خبرگزاری آلمان

زیرنویس:

نوشته‌هاي ديگر در اين مورد
- 23 April: آشنایی با حزب سوسیال دموکرات و حزب چپ

وبلاگ روی وردپرس.کام.