تحلیل‌های روزانه سیاسی و اقتصادی

ژوئن 18, 2008

سیاست‌مداران چقدر حقوق می‌گیرند؟ و زنان شاغل چقدر؟

دسته: اقتصاد, دستمزد — alihemmati @ 6:27 ب.ظ
Tags:

در این نوشته به دو نکته از نکاتی که اعتراض بعضی شهروندان آلمان را برانگیخته، می‌پردازیم.نکته اول، اگرچه نمایندگان مجلس آلمان پولی بابت دوران بازنشستگی خود نمی‌پردازند، اما اگر نماینده‌ای دو دوره (یعنی هشت سال) نماینده مجلس سراسری آلمان باشد، در دوران بازنشستگی، حقوقی بین ۱۷۰۰ تا ۴۸۰۰ یورو ماهانه دریافت می‌کند.

سیاستمداران آلمان چقدر قوق می‌گیرند؟
حقوق سیاست‌مداران هر چند سال یک‌بار افزایش می‌یابد!
و اگر نماینده‌ای دو دوره (یعنی هشت سال) نماینده پارلمان آلمان باشد،
در دوران بازنشستگی، ماهانه حقوقی بین
۱۷۰۰ تا ۴۸۰۰ یورو دریافت می‌کند.

در آلمان ِ قدیم، سیاست‌مدار شدن مخصوص اقشار خاص اجتماعی بود و تا سال ۱۹۶۰ سیاست‌مداران برای فعالیت‌های خود، حقوقی دریافت نمی‌کردند. اما درباره این‌که سیاست‌مداران امروز آلمان چقدر حقوق می‌گیرند، گفتنی است که هر نماینده 7000 یورو حقوق می‌گیرد. به این حقوق ۳۷۰۰ یورو مواجب بدون مالیات نیز تعلق می‌گیرد. با این پول، نماینده‌ها می‌توانند دفتری در حوزه‌ی انتخابی خود و هم‌چنین خانه‌ای در پایتخت داشته باشند. البته هر نماینده در خود مجلس هم، دفتری برای خود دارد و می‌تواند در آن‌جا از مزایای تلفن، فاکس و کامپیوتر استفاده کند. نماینده‌های مجلس هم‌چنین کارت مجانی برای استفاده از کلیه قطارهای آلمان را نیز دارند و می‌توانند برای فعالیت‌های‌شان به هر نقطه‌ای که بخواهند به‌طور رایگان سفر کنند. نمایندگان مجلس آلمان هم‌چنین می‌توانند به نسبت احتیاج‌شان چندین نفر را استخدام کنند تا کارهای لازم در ارتباط با فعالیت‌های سیاسی را برای‌شان انجام دهند. آن‌ها می‌توانند یک منشی، یک محقق و یک کارشناس مطبوعاتی برای خود استخدام کنند و دولت آلمان بودجه‌ای تا ۱۳۶۰۰ یورو برای این امر اختصاص داده است.

کودکان، سنگ‌ راه پیشرفت مادران؟ تبعیض جنسی در آلمان در تعیین دستمزد
داد زنان مختصص در آلمان روز به روز در حال افزایش است
و
۲۸ درصد زنان آلمان پست‌های کلیدی مدیریتی را عهده‌دارند

نکته دوم، حقوق زنان در آلمان ۲۵ درصد کمتر از مردان است. این رقم در مقایسه با کل اتحادیه اروپا ۱۰ درصد بیشتر است! کمیسر اجتماعی اتحادیه‌اروپا می‌گوید: «هم‌زمان من از کارفرمایان درخواست می‌‌‌‌کنم ، اصل “حقوق یک‌سان در برابر کار یک‌سان” را واقعن در نظر بگیرند. کارفرمایان به راستی نقش کلیدی در مبارزه علیه اختلاف  توجیه‌ناپذیر حقوق زنان و مردان در اتحادیه اروپا دارند. حقوق عادلانه، نه تنها سبب بالابردن انگیزه در میان هم‌کاران می‌شود بل‌که میزان تولید و سود‌دهی کار آن‌ها را نیز بالا می‌برد.» در اتحادیه اروپا به‌طور متوسط زنان ۱۵ درصد کمتر از مردان حقوق می‌گیرند! اما در آلمان متوسط دستمزد ساعتی زنان در حدود ۲۲ درصد پایین‌تر از مردان است، زنان آلمانی در کنار زنان قبرس و اسلواکی از پایین‌ترین دستمزد‌ها برخوردارند!

زنان با حس مسوولیت‌پذیری و روحیه رقابت‌جویانه خود همواره در شمار مدیران برتر بوده‌اند. بر اساس آمار رسمی، ارگان‌هایی که پست‌های مدیریتی آن‌ها در دست زنان است در مقایسه با اداراتی که مردان حرف اول و آخر را می‌زنند موفق‌ترند. با وجود این،  آمار و اطلاعات نشان می‌دهند که کارفرمایان همچنان تمایل به داشتن مدیران مرد دارند. در آلمان تنها ۲۸ درصد زنان در پست‌های کلیدی مدیریتی مشغول هستند و به این ترتیب آلمان پس ازلتونی، فرانسه، انگلستان، لهستان، سوئد، اسپانیا و فنلاند مقام هشتم را داراست!

دنیای اقتصاد به زنان نیاز دارد، اما برای آن هر قیمتی را بپردازد! زنان مسوولیت‌پذیرند و با پشتکار هستند و توانایی‌های زیادی دارند، اما حاضر نیستند با شرایط کهنه و نابرابر گذشته کار کنند. این شرایط، آن‌ها را برسر دوراهی قرار می‌دهد: یا بچه‌دار می‌شوید (و به‌طور پاره وقت کار می‌کنید) یا  از بچه چشم‌پوشی می‌کنید (و با ۶۰ تا ۸۰ ساعت کار هفتگی به پیشرفت کاری خود ادامه می‌دهید.) در این میان‌، کارفرمایان باید بدانند که  تنها زمانی می‌توانند خود را در بازار رقابت ماندگار کنند که با در نظر گرفتن  مسایل خانوادگی کارکنان خود، بستری برای پیشرفت آنان فراهم ‌آورند!

دویچه وله  / تاگس شو  / معصومه
12.06.2008 و 09.06.2008

زنانه‌گى و مردانه‌گى نتیجه روند روانى – فرهنگى‌

دسته: فرهنگ — alihemmati @ 6:23 ب.ظ
Tags:

چندی بود که در نوشتههای بعضی از وبلاگنویسان شاهد بحث قایل ‌شدن یا نشدن حق لذت جنسى براى زن و این‌که آیا آن حق جلوه‌اى‌ست از ساير حقوق او در عرصه‌ى جامعه و هم‌چنین بحث هویت جنسی به صورت شناخته‌شده‌ی زنانه‌گی و مردانه‌گی مطرح بود. در سال قبل (16.07.2007) خانم مریم انصاری در گفت‌وگویی با رضا کاظم‌زاده درباره این‌که آيا تناسبی میان رابطه‌ى قدرت بين زن و مرد در آميزش جنسى و رابطه‌ى قدرت آنان در اجتماع برقرار است یا خیر، در دویچه‌وله گزارشی تهیه کرده بود. در آن گفت‌وگو نتیجه گرفته شد که حس مردانگى حاصل يك روند هم‌زمان روانى-فرهنگى‌ است. در ادامه گوشه‌هایی از آن گزارش آورده شده است:

 سکسوالیته و هویت زنانه

این حس به‌مرور در نوزاد پسر يا نوزاد دختر شكل می‌گيرد و برمی‌گردد به ۲ يا ۳سالگى. تا قبل از آن (در نوزاد و در کودک) آگاهى به تفاوت جنسى و آگاهى به جنسى كه خود شخص دارد، موجود نیست. فرهنگ‌هاى مختلف شیوه‌های مختلفی براى ساختن اين هويت دارند و مسلم است كه همه فرهنگ‌ها به‌طور مساوى و برابر و يك شكل به اين موضوع برخورد نمی‌كنند. «جنس ضعیف» تا جایی ضعیف است که ابراز هویت نمی‌کند. آنجایی که ابراز هویت می‌کند، ترس عمیق مرد را برمی‌انگزاند. آزادى جنسى زن با «غيرت مرد» پيوند خورده است و مفهوم غيرت با مفهوم هويت مردانه پيوند دارد! دخترها را، از این‌که مورد سواستفاده قرار بگیرند، می‌ترسانند. رابطه با جنس مخالف نه رابطه‌ای برابر، که برای استفاده یکی از دیگری، تعریف می‌شود، استفاده‌ی مرد از زن. مرد حق همه کار دارد. بازی به گونه‌ای است که زن در آخر بازنده می‌شود. مشکلات به او برگردانده می‌شوند. زن شرقی از سخن گفتن درباره امیال جنسی شرم دارد. گفتگویی اگر صورت بگیرد، حداکثر با نزدیک‌ترین دوستان است. او از کودکی یاد می‌گیرد که خود را در مقابل این تمایلات حفظ کند. مادام که روزنه‌ای برای یک گفتمان اجتماعی روشن‌گرانه و شجاعانه در این‌باره وجود نداشته باشد، نباید حیرت‌زده شد، اگر رابطه جنسی نیز در حد سرویس دادن یکی به دیگری بماند، یعنی همان سواستفاده!

 مبارزه در زمینه‌ی سکسوالیته یک تفاوت عمده با مبارزه برای تغییر قوانین تبعیض‌آمیز دارد. اگر زن بخواهد در ارتباط با مسایل جنسی آزادی‌اش را طلب کند، هم‌زمان در دو عرصه باید نبرد کند. یکی در عرصه اجتماع است که اگر پیشبرد آن نسبت به موضوعات دیگر سخت‌تر نباشد، ساده‌تر هم نیست. یکی دیگر هم جنگی است که بایستی در درون خود پیش برد. زنی که برای حقوق برابر می‌جنگد شاید با خود مشکل پیدا نکند. درحالی‌که زنی که می‌خواهد از آزادی جنسی دفاع کند، باید بتوان بر مجموعه‌ای از موانعی غلبه کند، که ناشی از تربیت اوست، ناشی از نگاه دیگران است، ناشی از احساس گناهی است که از کودکی به او القا شده! این مبارزه مشکل است، مسئله‌ی جنسی در وجود انسان با مسائل عاطفی پیوند خورده است؛ و مسئله‌ی عاطفی در خیلی از موارد غیر عقلانی است؛ از این رو برخورد با آن کار ساده ای نیست.

تجربه‌ای که دختران در اولین سال‌های بلوغ می‌کنند، پایه‌هایی می‌شود برای نوع نگاه و نوع عاطفه آن‌ها به مسائل جنسی در آینده! این‌که بدن من وسیله‌ای است برای سرویس دادن به جنس مقابل. ولی این حق را نسبت به آن ندارم که خود بتوانم از آن لذت ببرم! هنگامی که او وارد اجتماع و بازار کار می‌شود، به اشکال متفاوت با حقوق خود برخورد می‌کند! از حق خود آشکارا (یا خجلت زده) با شهامت (یا با ترس) با اطمینان (یا با ناباوری) به درستی خواسته‌هایش دفاع می‌کند و یا شاید اصلن مبارزه نکند! ارزش‌هایی که درونی می‌شوند، درحقیقت به نوعی (بدون این‌که از بیرون نظارتی وجود داشته باشد) کنترل جامعه روی فرد هستند! درحقیقت با تعبیه این ارزش‌ها در درون فرد، او (خود به خود) مطابق آن مدلی فرهنگ غالب، عمل می‌کند!

در جامعه‌ای که کاری را می‌کنید (که فرهنگش وجود ندارد) بخشی از آن کار، هضم ناشده در وجود شما باقی می‌ماند و به نوعی همیشه ذهن و روابط شما را تحت تاثیر قرار می‌دهد. و نیتجه این هضم ناشدگی، ناهنجاری های روحی است. این‌که فرد بتواند درباره تجربه‌ای که می‌خواهد داشته باشد با صراحت در موردش با دیگران حرف بزند، و هم‌چنین این‌که برای لذت بردن از بدن خود، و لذت بردن از لذتی که آن بدن می‌برد، بی هیچ احساس ترس یا گناهی، نه شهامت فردی بل‌که موضوع «فرهنگ» است! اگر یک گفتمان اجتماعی روشن‌گر و دموکراتیک وجود داشته باشد، این گفتمان جای در خوری در فرهنگ می‌یابد. این‌که گفتمانی در این زمینه در جامعه ایران وجود ندارد (مانند صحبت‌های فروغ فرخ‌زاد) تجربه جدید برای نسل‌های جدید را دشوار می‌کند.نبود این گفتمان یک بخش از گرفتاری نسل‌های جوان جامعه است. برای پاسخ به پرسش‌های جنسی، به جای آن، پچ‌پچی در جریان است! البته تغییر رفتار در شرایط حاضر در فرهنگ ایران امری است اجتناب‌ناپذیر  و جوانان اگر برای آن‌که بتوانند آن چیزی را که فکر می‌کنند، زندگی بکنند، نخواهند جامعه فعلی را برای فرهنگ دیگری (که بتوانند در آن راحت‌تر مطابق با ایده‌هایشان زنده‌گی کنند) ترک کنند، می‌بایست برای کاری که می‌کنند و عملی که انجام می‌دهند یک فرهنگ جدید بیافرینند.

سکسوالیته و هویت زنانه )صفحه‌ی نخست ، دوم ، سوم(
خبرگزاری آلمان

 زیر نویس :

 - شهلا شفیق (جامعه‌شناس و نویسنده ایرانی که مدیر موسسه توسعه روابط شهروندی میان فرهنگ‌های مختلف است) در لیبراسیون مقاله‌ای برای دفاع از آزادی اجتماعی و انسانی زنان نوشته است. وی دراین مقاله به جریان دادگاهی اشاره دارد که با رای خود در فرانسه جنجال به پا کرد. این دادگاه به نفع مردی که به خاطر باکره نبودن زنش در فردای ازدواج خواهان لغو قرارداد شده بود، رای داده بود. شهلا شفیق، مقاله را با خاطرات دوران کودکی در ایران شروع می‌کند. حدود سال‌های شصت و هشت است. پدرش پزشک زنان است و مطب او در محل مسکونی آن‌هاست و او نوجوانی است که با کنجکاوی یک نوبالغ به زن بودن با حساسیت می‌نگرد. می‌نویسد، شب‌هایی را به یاد می‌آورد که با صدای شیون و فریاد بیدار می‌شده و هر بار داستانی مشترک را مشاهده می‌کرده است، زن جوانی که تحقیر شده، خرد شده، و لرزان در میان مردان وزنانی که مهاجمانه به او حمله می‌کنند محاصره شده بود. او هم‌چنین تلاش پدر را به یاد می‌آورد که به جمعیت نهیب می‌زند و صدای خسته او را در خاطر دارد که به دخترش می‌گوید: “می‌بینی دخترم؟ زن بودن در این کشور کار آسانی نیست”. شهلا شفیق سپس به دوره مهاجرت خود به فرانسه بر می‌گردد و از طریق کار خود درمی‌یابد که در این‌جا هم همین سرنوشت خانواده‌ها را ازهم می‌پاشاند و زنان را خرد می‌کند. خانم شفیق به تضاد بین ارزش‌های دموکراتیک و معیارهای پدر سالارانه‌ای که تحت عنوان فرهنگی استتار می‌شوند انگشت می‌گذارد و جامعه فرانسه را به تفکر در این‌باره می‌خواند! وی معتقد است واقعیت تلخ این است که پذیرش مدرنیته بدون درک مبانی آن (یعنی برابری و آزادی و استقلال فردی) صورت گرفته و از این رو به خود حق می‌دهند کنترل بدن و مسئله جنسی یک زن را هم برای حفظ قدرت سیستم پدرسالاری در دست بگیرند! به نظر نویسنده، شیطانی جلوه دادن آزادی زنان و این‌که آنان را عامل فساد اجتماعی بشمارند، در جایی که انحصار اجتماعی و مصیبت‌های جنسی حاکم است سوژه تبلیغی موفقی‌ست. (به گزارش خبرگزاری فرانسه)

وب‌نوشت در وردپرس.کام.