موضوع کم آبی در ایران، در حال حاضر در دو حوزه مورد توجه قرار گرفته است: نخست پایین آمدن آب سدهایی که آب آشامیدنی کلان شهر تهران را تامین میکنند و دوم، خشکیدگی کشتزارها، مراتع، شالیزارها، تالابها و جنگلها. به نظر میرسد دولت و مسئولان، تامین آب آشامیدنی مردم تهران را در اولویت بیشتری میبینند، زیرا در صورت بروز کمبودهای جدی یا حتا جیرهبندی قطعی آب در تهران، میتوان انتظار نارضایتیها و کنشهای اجتماعی را داشت.
رسول زرگر (معاون وزیر نیرو در امور آب و فاضلاب) در یک نشست خبری اعلام کرد که با توجه به کاهش بارندگی در زمستان گذشته ۱۲۰ شهر و حدود ۶ هزار روستا در سطح ایران با کمبود آب آشامیدنی و کشاورزی مواجه هستند. به گفتهی وی با نظر به کاهش قابل ملاحظه ذخایر آب پشت سدهای کشور، بحران آب و برق در سال جاری حتمی خواهد بود. دکتر بهمن آرمان (استاد دانشگاه در رشته اقتصاد) در باره شرایط موجود با یادآوری اینکه به دلیل گرمایش زمین، بحران آب و خشکسالی در سراسر دنیا تا سال ۲۰۲۵ ادامه خواهد داشت، میگوید: “ایران دارای رودخانه های فراوان و پرآبی است که اگر روی آنها سد زده شود میتوان آب را مهار کرد. متاسفانه بیبرنامهگی موجب شده که سالانه به طور میانگین ۷ میلیارد متر مکعب آب از مرزهای ایران به خارج برود.”
بارندگی نازل، حجم آب سدها را به شدت کاهش داده است. این کاهش از این رو نگرانکننده است که حدود ۵۰ درصد برق ایران از نیروگاههای آبی تامین میشود. به این ترتیب امکان این نیز هست که در تابستان امسال تهران و سایر شهرهای ایران، با قطع منظم برق روبرو شوند. دکتر آرمان میگوید: “قرار بود آب از شاخههای کارون به رفسنجان که سال گذشته ۱،۲ میلیارد دلار صادرات از آنجا داشتهایم و به کرمان که کم آب است منتقل شود اما این طرح متوقف شد. طرح دیگری هم که قرار بود مازاد آب استان مازندران را به گرگان منتقل کند، معوق ماند. سد البرز که قرار بود در مازندران ساخته شود، با وجود ۱۲ سال که از آغاز ساخت آن میگذرد، هنوز تکمیل نشده، در حالیکه ساخت یک سد در استانداردهای موجود، طی ۴ سال امکانپذیر است. متاسفانه ساخت و بهره برداری از سدها در ایران به دلیل عدم تامین مالی به موقع با کندی همراه است.”
یکی از شاخصترین جلوههای کمآبی موجود در میزان فرآوردههای کشاورزی، کاهش شدید عرضه برنج داخلی است. شالیزارهای شمال و اصفهان و بخشی از خوزستان، به خاطر بارندگی ناکافی، به بار ننشستهاند. این موجب شد تا برنج ایرانی در ماه اردیبهشت به کیلویی ۴۵۰۰ تومان هم برسد. دولت برای مهار این گرانی، اقدام به واردات برنج تایلندی کرده است. دکتر بهمن آرمان میگوید: ” من خودم هفته قبل در گیلان شاهد بودم که در پارهای شالیزارها به علت کم آبی کاشت صورت نگرفته بود. دولت در عین حال اطلاع داده به استان اصفهان که امسال برنج نکارند. در خوزستان هم که محل عمده تولید برنج هست، به احتمال قوی امسال کاشت صورت نخواهد گرفت. به نظر من تدبیر دولت برای واردات برنج از تایلند و جاهای دیگر حلال مشکلات نخواهد بود. ضمن اینکه ۵۰ هزار تن واردات در مقابل یک میلیون و هشتصد هزار تن مصرف داخلی، رقمی را تشکیل نمیدهد.”
خانم میترا البرزی (کارشناس محیط زیست و منابع آبی) معتقد است که دولت به دلیل اهمیت آب شرب مردم، اهمیت زیادی به تامین آن میدهد زیرا نبود آن میتواند به مشکلات اجتماعی جدی بیانجامد اما دولت باید همزمان به زیانهایی نیز که کشاورزان و دامداران از بیآبی میبینند، توجه جدی کند. “دوهفته پیش من ماموریت بودم. دامداران آنجا مطرح میکردند که دام ما که بطور عادی ۸۰ هزار تومان قیمت دارد، به دلیل بیآبی و اینکه چیزی نداریم برای تغذیه اینها، الان از روی ناچاری ۱۵ تا ۲۰ هزار تومان فروخته میشود. مراتع بخاطر بیآبی سبز نشدهاند و شاخه زنی جنگلهای زاگرس برای اینکه دامها بتوانند از برگ درختان تغذیه کنند، به شدت افزایش پیدا کرده است.”
ایران از نظر محیطی و آب و هوایی در رده کشورهای خشک قرار ندارد، بلکه دورههای خشک و تر را به تناوب سپری میکند. به طور معمول دورههای دهساله پرباران در حد میانگین و دورههای دهساله بارندگی زیرمیانگین در ایران گزارش میشود. سازمانهای جهانی به طور صریح از امکان ادامه کم آبی و خسکسالی نسبی و قطعی در دنیا تا سال ۲۰۲۵ خبر میدهند. همین واقعیت، لزوم خبررسانی مسئولانه و برنامه ریزی برای مقابله با بیابی و کم آبی را گوشزد میکند. طبق اعلامهای رسمی، بارش برف و باران در تهران ۳۰ درصد، در استانهای حاشیه زاگرس ۵۰ درصد و در استانهای حاشیه البرز به نسبت سال قبل ۷۰ درصد کاهش داشتهاند. مقامهای رسمی در حالی از قرار داشتن ۹ استان ایران در آستانه خشکسالی میگویند که افکار عمومی هنوز اطلاع و درک دقیقی از دامنه و پیامدهای این خشکسالی ندارد. مهمتر آن که روشن نیست برای مواجهه با این مشکل، قرار است چه مدیریتی اعمال شود.
دویچه وله 19.05.2008
مهیندخت مصباح