تحلیل‌های روزانه سیاسی و اقتصادی

می 26, 2008

مشکل خشکسالی و بحران مدیریت

دسته: سیاست — alihemmati @ 4:30 ق.ظ
Tags:

موضوع کم آبی در ایران، در حال حاضر در دو حوزه مورد توجه قرار گرفته است: نخست پایین آمدن آب سدهایی که آب آشامیدنی کلان شهر تهران را تامین می‌کنند و دوم، خشکیدگی کشتزارها، مراتع، شالیزارها، تالاب‌ها و جنگل‌ها. به نظر می‌رسد دولت و مسئولان، تامین آب آشامیدنی مردم تهران را در اولویت بیشتری می‌بینند، زیرا در صورت بروز کمبودهای جدی یا حتا جیره‌بندی قطعی آب در تهران، می‌توان انتظار نارضایتی‌ها و کنش‌های اجتماعی را داشت.

 

رسول زرگر (معاون وزیر نیرو در امور آب و فاضلاب) در یک نشست خبری اعلام کرد که با توجه به کاهش بارندگی در زمستان گذشته ۱۲۰ شهر و حدود ۶ هزار روستا در سطح ایران با کمبود آب آشامیدنی و کشاورزی مواجه هستند. به گفته‌ی وی با نظر به کاهش قابل ملاحظه ذخایر آب پشت سدهای کشور، بحران آب و برق در سال جاری حتمی خواهد بود. دکتر بهمن آرمان (استاد دانشگاه در رشته اقتصاد) در باره شرایط موجود با یادآوری این‌که به دلیل گرمایش زمین،  بحران آب و خشکسالی در سراسر دنیا تا سال ۲۰۲۵ ادامه خواهد داشت، می‌گوید: “ایران دارای رودخانه های فراوان و پرآبی است که اگر روی آن‌ها سد زده شود می‌توان آب را مهار کرد.  متاسفانه بی‌برنامه‌گی موجب شده که سالانه به طور میانگین ۷ میلیارد متر مکعب آب از مرزهای ایران به خارج برود.”

 

بارندگی نازل، حجم آب سدها را به شدت کاهش داده است. این کاهش از این رو نگران‌کننده است که حدود ۵۰ درصد برق ایران از نیروگاه‌های آبی تامین می‌شود. به این ترتیب امکان این نیز هست که در تابستان امسال تهران و سایر شهرهای ایران، با قطع منظم برق روبرو شوند. دکتر آرمان می‌گوید: “قرار بود آب از شاخه‌های کارون  به  رفسنجان که سال گذشته ۱،۲ میلیارد دلار صادرات از آنجا داشته‌ایم و به کرمان که کم آب است منتقل شود اما این طرح متوقف شد. طرح دیگری هم که قرار بود مازاد آب استان مازندران را به گرگان منتقل کند، معوق ماند. سد البرز که قرار بود در مازندران ساخته شود، با وجود ۱۲ سال که از آغاز ساخت آن می‌گذرد، هنوز تکمیل نشده، در حالی‌که ساخت یک سد در استانداردهای موجود، طی ۴ سال امکان‌پذیر است. متاسفانه ساخت و بهره برداری از سدها در ایران به دلیل عدم تامین مالی به موقع با کندی همراه است.”

 

یکی از شاخص‌ترین جلوه‌های کم‌آبی موجود در میزان فرآورده‌های کشاورزی، کاهش شدید عرضه برنج داخلی است. شالیزارهای شمال و اصفهان و بخشی از خوزستان، به خاطر بارندگی ناکافی، به بار ننشسته‌اند. این موجب شد تا برنج ایرانی در ماه اردیبهشت به کیلویی ۴۵۰۰ تومان هم برسد.  دولت برای مهار این گرانی، اقدام به واردات برنج تایلندی کرده است. دکتر بهمن آرمان می‌گوید: ” من خودم هفته قبل در گیلان شاهد بودم که در پاره‌ای شالیزارها به علت کم‌ آبی کاشت صورت نگرفته بود. دولت در عین حال اطلاع داده به استان اصفهان که امسال برنج نکارند. در خوزستان هم که محل عمده تولید برنج هست، به احتمال قوی امسال کاشت صورت نخواهد گرفت. به نظر من تدبیر دولت برای واردات برنج از تایلند و جاهای دیگر حلال مشکلات نخواهد بود. ضمن این‌که ۵۰ هزار تن واردات  در مقابل یک میلیون و هشتصد هزار تن مصرف داخلی، رقمی را تشکیل نمی‌دهد.”

 

خانم میترا البرزی (کارشناس محیط زیست و منابع آبی) معتقد است که دولت به دلیل اهمیت آب شرب مردم، اهمیت زیادی به تامین آن می‌دهد زیرا نبود آن می‌تواند به مشکلات اجتماعی جدی بیانجامد اما دولت باید همزمان به  زیان‌هایی  نیز که کشاورزان و دامداران از بی‌آبی می‌بینند، توجه جدی کند. “دوهفته پیش من ماموریت بودم. دامداران آنجا مطرح می‌کردند که دام ما که بطور عادی ۸۰ هزار تومان قیمت دارد، به دلیل بی‌آبی و اینکه چیزی نداریم برای تغذیه اینها، الان  از روی ناچاری ۱۵ تا ۲۰ هزار تومان فروخته می‌شود. مراتع بخاطر بی‌آبی سبز نشده‌‌اند و شاخه زنی جنگل‌های زاگرس برای اینکه دام‌ها بتوانند از برگ درختان تغذیه کنند، به شدت افزایش پیدا کرده است.”

 

ایران از نظر محیطی و آب و هوایی در رده کشورهای خشک قرار ندارد، بل‌که  دوره‌های خشک و تر را به تناوب سپری می‌کند. به طور معمول دوره‌های ده‌ساله‌ پرباران در حد میان‌گین و دوره‌های ده‌ساله بارندگی زیرمیان‌گین در ایران گزارش می‌شود. سازمان‌های جهانی به طور صریح از امکان ادامه کم آبی و خسکسالی نسبی و قطعی در دنیا تا سال ۲۰۲۵  خبر می‌دهند. همین واقعیت، لزوم خبررسانی مسئولانه و برنامه ریزی برای مقابله با بی‌ابی و کم آبی را گوشزد می‌کند. طبق اعلام‌های رسمی، بارش برف و باران در تهران ۳۰ درصد، در استان‌های حاشیه زاگرس ۵۰ درصد و در استان‌های حاشیه البرز به نسبت سال قبل ۷۰ درصد کاهش داشته‌اند. مقام‌های رسمی در حالی  از قرار داشتن ۹ استان ایران در آستانه خشک‌سالی می‌گویند که افکار عمومی هنوز اطلاع و درک دقیقی از دامنه و پیامدهای این خشک‌سالی ندارد. مهم‌تر آن که روشن نیست برای مواجهه با این مشکل، قرار است چه مدیریتی اعمال شود. 

دویچه وله 19.05.2008

مهیندخت مصباح

غول سیری‌ناپذیر گرسنه‌گی!

دسته: اقتصاد, سیاست — alihemmati @ 3:23 ق.ظ
Tags:

سیر بودن حق مسلم و طبیعی هر انسان است، اما  همه روزه به شمار کسانی که  از این حق محروم می‌شوند اضافه می‌شود. سال گذشته در سرتاسر جهان در حدود ۸۵۰ میلیون نفر با کمبود مواد غذایی مواجه بوده‌اند. این آمار تکان‌دهنده مقامات مسئول سازمان ملل را بر آن داشته که نشست فوق‌العاده‌ای را تشکیل دهند. ژان تسیگلار (گزارشگر امور تغذیه سازمان ملل) به تازگی از سمت خود کناره گرفته است، با وجود این، ذهن او مدام متوجه معضل فقر و گرسنگی  است. او می‌گوید: سال گذشته در هر پنج ثانیه، یک کودک زیر ۱۰ سال بر اثر گرسنگی جان خود را از دست داده است، روزانه صدها هزار تن یا بر اثر گرسنگی و یا در اثر بیماری‌های ناشی از آن جان می‌بازند. در حدود ۸۵۰ میلیون نفر در سال گذشته از سوء تغذیه رنج برده‌‌اند، گرسنگی قربانیان زیادی را به کام مرگ می‌کشاند و حال جامعه جهانی از ۲ ماه پیش در۳۷ کشور جهان با بحران انفجار قیمت‌ها نیز مواجه شده است. موج آشوب‌ها و ناآرامی‌های انسانهای افسرده، این بار نه در میان روستايیان  بل‌که در میان قشرهای  شهرنشین آغاز شده است.

بانک جهانی همواره از اقتصاد متکی به صادرات حمایت کرده است، به این ترتیب کشورهای فقیر‌ می‌توانند با صدور  محصولاتی مانند قهوه، پنبه و نیشکر درآمدزایی ارزی کرده و بدهی‌های خود را بپردازند، اما آن‌چه که در این میان نادیده گرفته می‌شود، اصل اقتصاد خود محور است. دهقانان خرده‌پا و کارگاه‌های کوچک خانوادگی به دلیل این‌که خود  باید مایحتاج خانواده‌گی‌اشان را تامین ‌کنند، بیشتر از دیگران با پیامد‌های منفی این شیوه اقتصادی مواجه هستند. تسیگلاراز کشور مالی (به عنوان کشوری که قربانی این نوع سیاست اقتصادی شده است) نام می‌برد. مالی کشوری‌است که سالیانه حجم زیادی پنبه تولید می‌کند، در عوض بخش بزرگی از مایحتاج غذایی خود را از طریق واردات تامین می‌کند. به دلیل مشکل جهانی گرانی مواد غذایی، این کشور در حال حاضر برای تامین مواد غذایی (چون برنج وغلات) با مشکلات بسیاری روبرو است.

از دیگر عوامل بروز این بحران دلال‌بازی  بورس‌های غلات است. به گفته وی باید دست دلال‌ها و واسطه‌گرانی که باعث گرانی هر چه بیشتر بازار غلات می‌شوند و از این آشفته بازار پول به جیب می‌زنند کوتاه شود، به همین دلیل دولت‌ها  باید از برخی سیاست‌های توسعه‌طلبانه خود چشم بپوشند. تولید بیو انرژی و اختصاص زمین‌های کشاورزی به این امر عامل دیگری در تشدید بحران گرسنگی است. تسیگلار معتقد است که تامین بیوانرژی به قیمت گرسنه ماندن افراد، دیوانگی محض است، او اطمینان دارد که در آینده  دولت‌ها تصمیم بر قطع تولید بیو انرژی  خواهند گرفت. وی هم‌چنان بر این باور است که باید اقداماتی در جهت کاهش تولید دی‌اکسید کربن صورت بگیرد.

اقدامات صورت گرفته علیه مبارزه با گرانی مواد غذایی تا کنون چندان اثر بخش نبوده‌اند. اجلاس سازمان تجارت جهانی در دوحه قطر و یا تصمیمات گرفته شده در سال ۲۰۰۵ مبنی بر کاهش اختصاص  سوبسید  به کالاهای صادراتی کشاورزان کشورهای ثروتمند شمالی  هیچ یک به طور جدی پیامدی نداشتند. ایده تجارت آزاد جهانی نیزنه تنها معضل گرسنگی را حل نکرد بل‌که به آن بیشتر دامن زده است. خصوصی سازی تحت فشار سازمان تجارت جهانی، تنها سبب افزایش بی رویه قیمت‌ها، گرسنگی، آشوب‌های خیابانی  و ناامیدی ساکنان فقیری شده است که از قاهره و کراچی گرفته تا فیلیپین و کامرون در حلبی‌آباد‌های خود با مرگ دست و پنجه نرم می‌کنند. فاجعه‌ای که جهان از پایان جنگ جهانی دوم به خود ندیده است.

دویچه وله 24.05.2008
پاسکال لشلر / معصومه

 زیر نویس:

- بنابر آمار بانک جهانی، بهای مواد خوراکی در سه سال گذشته در سطح جهانی ۸۳ درصد و قیمت ماده‌ای اساسی چون گندم ۱۸۱ درصد افزایش داشته است! دومینیک اشتراوس‌کان (رئیس صندوق بین‌المللی پول) تبدیل زمین‌های کشاورزی به محصولاتی که برای تولید سوخت بیو از آن‌ها استفاده می‌شوند را “جنایت بر ضد بشریت” می‌داند. بر اساس محاسبه‌ی کارشناسان، غله‌ای که برای تولید یک باک سوخت اتانول مورد استفاده قرار می‌گیرد، می‌تواند نیاز غذایی یک سال یک انسان را تأمین کند! مشاور ویژه‌ی سازمان ملل متحد: در ایالات متحده‌ی آمریکا یک‌سوم کشت ذرت به مخازن بنزین وارد می‌شود. این امر ضربه‌ی سنگینی به تأمین مواد غذایی در سراسر جهان وارد می‌آورد. این برنامه باید به میزان قابل ملاحظه‌ای اصلاح شده و کاهش یابد. “مؤسسه‌ی بین‌المللی الگوی تغذیه‌ی واشنگتن” (IFPRI) معتقد است که برنامه‌ی پیشنهادی نهادهای مدافع محیط زیست (مبنی بر دو برابر کردن استفاده از سوخت‌های بیو تا سال ۲۰۲۵) خود به تنهایی قیمت مواد غذایی را ۷۲ درصد افزایش خواهد داد. مشاور ویژه‌ی سازمان ملل در امور علمی فواید زیر کشت بردن زمین برای تولید سوخت زیستی را با تأثیرات مثبت استفاده از سوخت زیستی مقایسه کرده و معتقد است که اثرات منفی این سیاست در نهایت بسیار بیشتر از تأثیرات مثبت خواهد بود: اگر به تأثیری که افزایش سوخت زیستی بر محیط زیست،‌ تعادل انرژی و مواد غذایی باقی می‌گذارد بنگریم، می‌بینیم که طرح‌های اروپا و آمریکا در این جهت، بیهوده است. هایده‌ماری ویچورک-تسویل (وزیر توسعه‌ی آلمان در واشنگتن) از این نظر، به بالا گرفتن گرایش به تولید سوخت “بیو” انتقاد کرد و این نکته را نیز افزود که از بین بردن جنگل‌ها برای این‌که در زمین آن‌ها محصولاتی برای تولید سوخت “بیو” کشت شود، خود سخت به محیط زیست آسیب‌رسان است.

وبلاگ روی وردپرس.کام.