با تشکر از آقای اسكندر آبادى و خانم شیرین جزایری که در برنامهای در سپتامبر 2007 در Deutsche Welle درباره احزاب آلمان توضیح کوتاهی دادند، که به دلیل کم بودن زمان برنامه، توضیحات تکمیلی برای آینده باقی ماند. پیشبینی میشود که حزب چپ عملاَ ترکیب ۴ حزبی موجود در صحنه سیاسی آلمان را بیش از پیش به سوی ۵ حزبی شدن سوق دهد. سوسیال دمکراتها در ایالت-شهر برلین با حزب چپ آلمان دولت ائتلافی تشکیل دادند. حزب چپ در سال گذشته وارد پارلمان یک ایالت غرب آلمان (برمن) نیز شد. منتظر توضیحات تکمیلی دویچهوله خواهیم بود. اما هماکنون با توجه به اطلاعات دویچهوله جهت آشنایی با احزاب آلمان و حزب چپها (Die Linke) توضیح کوتاهی میدهم. حزب تازهپای “چپ” در درجه اول برای حزب کهنهکار سوسیال دموکرات مسئله شده است. حزب سوسیال دموکرات خود را خانهی چپ میداند و در نتیجه با حساسیت به حزبی مینگرد که خود را “چپ” مینامد.
احزاب نیرومند آلمان عبارت اند از حزب دموکرات مسیحی (CDU) و حزب سوسیالمسیحی (CSU)، حزب سوسیال دموکرات (SPD)، حزب لیبرال (دموکراتهای آزاد FDP)، حزب اتحاد ۹۰/سبزها (Bündnis 90/Die Grünen) و حزب چپ (Die Linkspartei.PDS / WASG). تعداد کثیری هم حزبهای کوچک وجود دارند که به ندرت میتوانند به مجلس راه یابند، زیرا برای ورود به مجلس در هردو سطح ایالتی و کشوری باید ۵ درصد آرا را به دست آورد. اما گرایشهای سیاسی آنها: دموکراتمسیحیها و حزب بایریِ سوسیالمسیحی محافظهکاری و راست میانهی سنتگرا و مدرنیزاسیون محدود در عرصهی صنعت و اقتصاد را نمایندگی میکنند. لیبرالها کمتر سنتی هستند. توافق این دو جریان همواره بر سر امور اقتصادی است، حزب سوسیالدموکرات کهنسالترین حزب موجود در آلمان است. (زمان مارکس و انگلس) این حزب از جنبش کارگری سربرآورده است و در طول تاریخ از چپ طیف سیاسی به سوی میانهی آن گرایش یافته است. حزب سبزها، که با دفاع از حفظ محیط زیست شناخته شده و در جهان از این نظر پیشگام است، نیز چنین گرایشی از خود نشان داده است. این حزب در ۱۹۸۰ با نام “سبزها” در آلمان غربی تأسیس شد که قدیمیترین و تا بحال موفقترین حزب سبز در جهان بوده است. در ۱۹۸۹ و ۱۹۹۰ گروههای مختلفی در آلمان شرقی گرد هم آمدند و “ائتلاف ۹۰” را بنیان گذاشتند. در سال ۱۹۹۳ “ائتلاف ۹۰” و “سبزها” به هم پیوستند تا “ائتلاف ۹۰/سبزها” تشکیل شود. ائتلاف ۹۰/سبزها از ۱۹۹۸ تا اکتبر ۲۰۰۵ بخشی از دولت ائتلافی آلمان بود. حزب چپ یک حزب ائتلافی است. تشکل اصلی سازندهی آن حزب سوسیالیسم دموکراتیک (PDS) است که از درون صفوف اعضای سابق حزب متحدهی سوسیالیست، که حزب حاکم در آلمان شرقی بود، سربرآورده است. این حزب سختکیشی چپ سنتی مارکسیستی را ندارد.
حزب سوسیال دموکرات (Sozialdemokratische Partei Deutschlands – SPD) پرسابقهترین حزب سیاسی موجود در آلمان در تاریخ خود تمام فراز و نشیبهای سوسیالیسم را از سر گذرانده است. این حزب در سال ۱۸۷۵ زیر عنوان “حزب کارگری سوسیالیست آلمان” با یگانه گشتنِ “اتحادیهی عمومی کارگران آلمان” (تأسیس ۱۸۶۳) و “حزب کارگری سوسیال دموکرات آلمان” (تأسیس ۱۸۶۹) تشکیل شد. در سال ۱۸۹۱عنوان آغازین به “حزب سوسیال دموکرات آلمان” تغییر یافت. حزب در دوران نازیها (۱۹۳۳تا ۱۹۴۵) ممنوع شد. پس از سقوط رژیم هیتلر در سال ۱۹۴۵ فعالیت خود را در سرتاسر آلمان از سر گرفت. در سال ۱۹۴۶ بخش فعال در منطقهی شرق که زیر اشغال شوروی بود، با “حزب کمونیست” وحدت کرد. حزب کمونیست آلمان حزبی سیاسی بود که در دسامبر ۱۹۱۸ از دل اتحادیه اسپارتاکیست تشکیل شده بود. (در تاریخ آلمان حداقل چهار حزب با نام “حزب کمونیست آلمان” فعالیت کردهاند که اکنون بعضی از آنها فعال هستند و بعضی منحل شدهاند. نام این احزاب تفاوتهای بسیار ظریفی دارد که تنها در آلمانی قابل تشخیص است و قابل ترجمه به فارسی نیست. حزب کمونیست آلمان (احداث:۱۹۱۸) حزب کمونیست آلمان (احداث:۱۹۶۸) حزب کمونیست آلمان (احداث:۱۹۸۶) حزب کمونیست آلمان (احداث:۱۹۹۰) همچنین حزب کمونیست آلمان (بلشویک) حزبی است که در سال ۲۰۰۵ و بر سر جدالهای انتخاباتی از حزب کمونیست آلمان (احداث:۱۹۹۰) منشعب شد و اکنون به فعالیت خود ادامه میدهد. در ضمن احزاب دیگری نیز در آلمان وجود دارند (و یا داشتهاند) که کمونیست هستند ولی از واژهٔ “حزب کمونیست آلمان” برای نامشان استفاده نکردهاند مانند “حزب مارکسیست لنینیست آلمان” و “حزب اتحاد سوسیالیستی آلمان”) حاصل وحدت “حزب متحد سوسیالیست آلمان” شد که تا پایان کار جمهوری دموکراتیک آلمان، بر این کشور فرمان میراند. در آلمان غربی حزب سوسیال دموکرات به یک حزب تودهای تبدیل شد. میان آن و سندیکاهای کارگری به طور سنتی رابطهی تنگاتنگی برقرار بوده است. در سالهای اخیر اما سندیکاها رفتار مستقلتری از خود نشان میدهند و از حزب، به ویژه در حالتی که در حکومت است، انتقاد میکنند. حکومت آلمان فدرال در سالهای ۱۹۶۹ تا ۱۹۸۲ و از ۱۹۹۸ تا ۲۰۰۵ در دست ائتلافهایی به رهبری حزب سوسیال دمکرات بوده است. به لحاظ برنامهای حزب سوسیال دموکرات خود را یک «حزب مردمی چپ» میداند که برای «آزادی، عدالت و همبستگی» مبارزه میکند. به آن انتقاد میشود که در سیاست عملی، عدالتخواهی پیگیری ندارد. حزب سوسیال دموکرات نمیتواند هم منتقد نابرابریها باشد و هم در حکومت سیاستهایی را پیش برد که به نابرابریها دامن زنند. حزب به جای عبارتهای زیبا در برنامه به توضیح این تناقض نیاز دارد.
در خرداد 86 حزب چپ آلمان و گروه موسوم به ” آلترناتیو انتخاباتی برای عدالت اجتماعی” با برگزاری یک کنگره وحدت، ساختار و رهبری مشترکی یابفتند. با این وحدت صحنه سیاسی آلمان تا دستخوش تغییر شد. جریان نخست، حزب سوسیالیسم دمکراتیک آلمان (PDS) برآمده از حزب حاکم بر آلمان شرقی سابق توانست به عنوان نماینده سیاسی بخشی از مردم شرق آلمان تداوم حیات خود را تضمین کند و با فرستادن نمایندگانی به مجلس ملی آلمان (بوندس تاگ) در صحنه سیاسی این کشور حضوری معین داشته است. دومین تشکل، یعنی ” آلترناتیو انتخاباتی برای عدالت اجتماعی” (WASG) ، جریانی تازه تأسیس بود که سال ۲۰۰۴ شماری از اعضای رهبری حزب سوسیال دمکرات آلمان که عمدتاَ به اتحادیههای کارگری نزدیک بودند در اعتراض به سیاستهای حزب خود در زمینه اشتغال و حذف برخی از حقوق نیروی کار از آن جدا شدند و ” آلترناتیو انتخاباتی برای عدالت اجتماعی” را به وجود آوردند. بسان بسیاری از گروههای منشعبشده از احزاب بزرگ آلمان، پیشیبینیهای اولیه آن این بود که این تشکل نیز عمر چندانی نخواهد داشت و به زودی از صحنه سیاسی آلمان غایب خواهد شد! حزب چپها به دو جملهی ویلی برانت اعتقاد دارد: یکی، “چشمپوشی از خشونت، باید زمینهساز سیاست خارجی آلمان باشد.” و دیگری، “از خاک آلمان دیگر جنگی در نخواهد گرفت”. حزب چپ، به حزب سوسیالدموکرات انتقاد میکند که چپ نیست، یعنی به حد کافی خط عدالت اجتماعی را پی نمیگیرد. حزب چپ در این مخالفتش با دیگر احزاب چپگرای اروپا وحدت نظر دارد. این احزاب معتقدند که اتحادیهی اروپا به اندازهی کافی اجتماعی نیست و در قراردادهای اصلاح ساختار عدالت اجتماعی منظور نشده است.
در دیماه خبر خودداری ایالتهای براندنبورگ و مکلنبورگ ـ فورپومرن که از ایالتهای شرقی آلمان هستند، و ایالت زارلند در غرب آلمان از تحت نظر گرفتن اعضای فراکسیون حزب “چپها” در پارلمان به همراه خبر کنترل غیرقانونی نمایندهی چپها در مجلس آلمان شنیده شد و دادگاه اداری شهر کلن، به سود نمایندهی حزب “چپها” در پارلمان آلمان، بودو راملوو، (Bodo Ramelow) رای داد. این نماینده که از سوی سازمان اطلاعات و امنیت آلمان تحت نظر قرار داشت، از این دادگاه خواسته بود، دربارهی صحت وسقم اقدام سازمان اطلاعات و امنیت آلمان حکم کند. راملوو در دادخواست خود استدلال کرده بود که بهخاطر “تحت کنترل بودن از سوی سازمان اطلاعاتی آلمان” قادر نیست وظایف نمایندگی خود را که از سوی مردم به او محول شده، بهطور کامل انجام دهد. این دادگاه همچنین رای داده است که “گردآوری اطلاعات دربارهی راملوو مبنای قانونی ندارد.” بنا به گزارش دولت آلمان، سازمان اطلاعات و امنیت این کشور ده تن از اعضای فراکسیون حزب چپها را زیر نظر دارد و “پروندههایی از کارهای روزانهی آنها” تشکیل میدهد.
حزب سوسیال دموکرات در مبارزات انتخاباتی اعلام کرد که با حزب چپ هیچ گونه همکاریای نخواهد داشت. نتیجه انتخابات حزب را به تردید واداشت. در انتخابات هسن، حزب دموکرات مسیحی و کاندیدای اول آن، رولاند کُخ، شکست سختی خوردند، اما پیروزی سوسیال دموکراتها نیز چنان نبود که بتوانند با شریک ائتلافی خود، حزب سبزها، یک دولت متکی بر اکثریت پارلمانی تشکیل دهند. بنابراین بایستی به حزب چپ رو آورد و دست کم از این حزب خواست که کابینهی ائتلافی سوسیال دموکراتها و سبزها را تحمل کند. کورت بک حرفش را پس گرفت و اینک حزب رسما در خط همکاری با “چپ”ها نیست. این حزب نوپا با موفقیتهای خود در دو انتخابات ایالتی در غرب آلمان آرایش احزاب را به هم ریخته است. حزب جدید نیرو جذب کرده و از طرف دیگر باعث شده که ائتلافهای حزبی دیگر نتوانند شکل سنتی خود را داشته باشند. رویهی احزاب بزرگ تودهای این است که حزب کوچک تازهکار را به رسمیت نشناسند و جدی نگیرند، مگر اینکه مجبور شوند. حزب سبزها در آغاز فعالیت خود با این مشکل مواجه بود. اکنون حزب چپ درگیر این مشکل است، بهویژه در غرب آلمان، که احزاب دارای پیشینه گمان نمیبردند، از سد ۵ درصد بگذرد و به پارلمانهای ایالتی راه یابد، چه برسد به اینکه محاسبات ائتلافی را به هم ریزد و به مشغلهی فکری اصلی احزاب تبدیل شود. حزب چپ با پیروزی اخیر در ایالتهای هسن، نیدرساکسن و هامبورگ، به نظر میرسد که همهی معادلات حزبی این کشور را دگرگون کند. حتا در صورت باقى ماندن كورت بك در مقام خود، به خاطر سياستهاى نامناسب مبنى بر همكارى با حزب چپ از وجهه او كاسته شده است. اعتبار و اعتماد به وى به سختى آسيب ديده است.